input
stringlengths
670
2.65k
مالاریا یک مرض کشنده است که سالانه هزاران افغان به این مرض مبتلا می‌گردد. این مرض یک مشکل عمده صحی را درین کشور تشکیل داده‌است. زیاده مبتلا شدگان این مرز اطفال زیر سن ۵ سالگی می‌باشد.. تخمیناً ۲۲٬۶ میلیون نفر در کشور در مناطق اندیمیک این مرض زنده گی می‌کنند که به خطر مصاب شدن مالاریا مواجه‌اند. در سال ۲۰۱۲ از سراسر افغانستان بیشتر از ۳۹۱ هزار واقعه مالاریا گزارش داده شده‌است. افغانستان از جمله ممالک اندیمیک (واگیر) مالاریا بوده که به اساس گزارش منتشره سال ۲۰۱۱ سازمان صحی جهان این کشور از نظر وقوعات مالاریا سومین کشور در سطح حوزه شرق مدیترانه می‌باشد که وقوعات مرض مالاریا در افغانستان بیشتر در مناطقی دیده می‌شود که از نظر جغرافیایی ارتفاع آن دو هزار متر از سطح بحر بلندتر و هوای آن گرم و مرطوب باشد. ولایات ننگرهار، کنر، لغمان، بغلان، کندز، تخار، بدخشان، بلخ، فاریاب، بادغیس، هرات، هلمند، قندهار و خوست بیشتر به خطر مالاریا مواجه‌اند. در چند سال جنگ‌های داخلی کنترل این مرض از دست رفته بود که تعدا د مرگ ومیر را خیلی زیاد نموده بود. کنون وزارت صحت عامه پرو گرام‌های وقایه‌ای و معالجوی را درپیش گرفته‌است که تا حدود زیاد مرگ میر کاهش یافته‌است.
این بیماری در کشورهای جهان سوم از معضلات بزرگ صحی می‌باشد. مرض سل یا سل یا (تی‌بی) یکی از بیماری‌های مهلک در جهان است که عامل آن مایکوباکتریوم‌ها یا به‌طور دقیقتر میکوباکتریوم‌های سلی است. در بیماری سل معمولاً شش‌ها مورد حمله قرار می‌گیرند، از اینکه باکتریا سل شکل استوانه ئی مانند تیوپ دارد و هم می‌تواند بدن خود را برای سال‌ها داخل تیوپ زنده نگهدارد به نام تیوبر کلوز یاد می‌شود. افغانستان در ردیف ۲۲ کشوری قرار دارد که بالاترین میزان واقعات سل را در جهان دارا بوده و سل یکی از مشکل‌های عمده صحت عامه کشور محسوب می‌شود. طبق آخرین تخمین سازمان صحی جهان سالانه در حدود ۱۸۹ واقعه جدید سل در هر صدهزار نفوس یعنی ۶۱٬۰۰۰ واقعه جدید در سال در این کشور بروز می‌نماید. حدود ۳۹ نفر در هر صدهزار نفوس یعنی ۱۳٬۰۰۰ نفر در سال، جان‌شان را به لیل ابتلا به این مرض از دست می‌دهند. قابل ذکر است که ۶۷درصد واقعات جدید بلغم مثبت ریوی و ۶۲درصد تمام واقعات سل را که در جریان سال ۲۰۱۲ به مراکز صحی مراجعه کرده‌اند، زنان تشکیل می‌دهند.
پروگرام ملی کنترل سل افغانستان (NTP) در سال ۱۹۵۴ توسط وزارت صحت عامه به همکاری تکنیکی و مالی سازمان صحی جهان (WHO) تأسیس گردید. جنگ‌های تحمیلی و نابسامانی‌های چند دهه اخیر، منجر به تخریب و تضعیف مداوم سیستم صحت عامه از جمله پروگرام ملی کنترل سل شد. تا این‌که در سال ۱۹۹۷ وزارت صحت عامه با همکاری سازمان صحی جهان و موسسات همکار، استراتژی کوتاه‌مدت تداوی تحت نظارت مستقیم (DOTS) را در کشور معرفی و در سال ۲۰۰۲ هم‌زمان با روی کار آمدن دولت انتقالی عملاً همت به تطبیق این استراتژی گماشتند. در آغاز سال ۲۰۰۳ اولین پلان استراتژیکی ملی کنترل سل به‌مدت سه سال (۲۰۰۳–۲۰۰۵) ساخته شده و اهداف، ۷۰درصد کشف واقعات جدید سل فعال و ۸۵درصد میزان موفقیت تداوی توسط وزارت صحت عامه به‌عنوان اهداف ملی این پروگرام تعیین گردید. بعداً پروگرام ملی کنترل سل پلان استراتژیک ملی خویش را برای پنج سال (۲۰۰۶–۲۰۱۰) تدوین نموده و در سال ۲۰۰۸ این پلان استراتژیک را در مطابقت با پلان انکشافی هزاره (MDG) و استراتژی همکاران توقف سل (Stop TB Partnership) به‌مدت پنج سال دیگر یعنی تا سال ۲۰۱۳ تجدید و تمدید کردند. اخیراً پلان استراتژیک ملی برای پنج سال آینده (۲۰۱۳–۲۰۱۷) مجدداً تدوین و تصویب گردیده‌است.
کشف واقعات سل در سال ۲۰۱۲ مجموعاً ۲۹٬۴۰۰ واقعه بوده که عمدتاً از طریق توسعه پوشش عرضه خدمات کنترل سل در سیستم خدمات صحی اساسی به‌دست آمده‌است. با وجود آن‌که پروگرام ملی کنترل سل در سال ۲۰۱۲ با چالش‌های فروان روبه‌رو بود، اما بالاترین میزان کشف واقعات سل را از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۲ داشته، که خود گویای تعهد و تلاش کارکنان پروگرام ملی کنترل سل و سیستم عرضه خدمات صحی اساسی، افزایش آگاهی عامه، سهم‌گیری جامعه، فعالیت‌های همکاران توقف سل، انجمن مریضان سل، انجمن داکتران سل و امراض ریوی و سکتور خصوصی می‌باشد. میزان وقوع سل فعال در دوران سنین باروری (۱۵–۴۴) بارزتر است. به‌طور مثال ۶۴درصد واقعات سل بلغم مثبت جدید در این محدوده سنی قرار داشته که ۷۰٫۵درصد آن را زنان تشکیل می‌دهند. فاصله کم بین ولادت‌ها، ولادت‌های متعدد، ازدواج قبل از وقت، سوءتغذیه، عوامل محیطی و فرهنگی در ابتلای زنان به سل فعال دخیل هستند. پروگرام ملی کنترل سل به‌خاطر دریافت عوامل و دلایل مربوط به بلند بودن واقعات ثبت شده سل در نزد زنان، با همکاری سازمان صحی جهان، تحقیقی را به راه انداخته‌است، که نتایج آن در آینده نزدیک اعلام خواهد شد.
افغانستان میزان بلند موفقیت تداوی سل را بعد از معرفی استراتژی تداوی کوتاه‌مدت تحت نظارت مستقیم (DOTS) دارا می‌باشد، چنان‌چه ۹۱درصد در سال ۲۰۱۱ موفقیت تداوی گزارش شده‌است. فعالیت‌های برنامه ملی کنترل سل با کمک مالی صندوق جهانی جهت مبارزه علیه ایدز، سل و مالاریا (GFATM)، اداره انکشافی بین‌المللی ایالات متحده آمریکا (USAID) از طریق TB CARE I، اداره همکاری‌های بین‌المللی جاپان (JICA)، دولت ایتالیا (IC)، دولت کانادا (CIDA), Global Drug Facility (GDF)، پروگرام غذایی جهان (WFP) و کمک تکنیکی سازمان صحی جهان (WHO) تطبیق شده‌است. یکی از بخش‌های قوی پروگرام ملی کنترل سل مدغم ساختن فعالیت‌های پروگرام در سطح عرضه خدمات صحی اساسی از طریق دخیل ساختن موسسات تطبیق‌کننده BPHS وEPHS می‌باشد. ضمناً همکاران توقف سل (Stop TB Partnership)، دخیل ساختن سکتور خصوصی و داتس شهری (PPM & Urban DOTS)، انجمن سل و امراض ریوی (ATLDS) و انجمن مریضان شفا یافته سل (APA) در جهت آگاهی‌دهی عامه، ارجاع واقعات مشکوک سل، تشخیص به موقع و تداوی مریضان سل با پروگرام ملی کنترل سل تشریک مساعی در خور توجه داشته‌اند.
پیش از رواج واکسیناسیون بیش از ۹۳ درصد موارد بیماری در کودکان زیر ده سال اتفاق می‌افتاد. انتقال بیماری از طریق ذرات تنفسی است. این بیماری می‌تواند منجر به مرگ بیمار گردد. عامل بیماری سیاه صرفه یا بوردتلا پرتوزیس (Bordetella pertussis) یک کوکوباسیل گرم منفی بسیار مسری است و منحصراً در انسان ایجاد بیماری می‌نماید. علائم بیماری شامل سه مرحله زکام، مرحله حمله‌ای و مرحله نقاهت یا شفا یابی است. در مرحله زکام علائم غیر اختصاصی شبیه به سرماخوردگی است. بعد از یک تا دو هفته سرفه‌هایی که به دنبال آن‌ها صدای شدید دمی شنیده می‌شود. حملات سرفه‌ها می‌تواند شدید باشد و همراه با کبودی بعد از سرفه و استفراغ باشند. تظاهرات سیاه‌سرفه در شیرخواران کوچک‌تر از شش ماه ممکن است به صورت سرفه‌های شدید به هر مدت، اشکال در غذا خوردن، قطع تنفس یا کندی ضربان قلب بدون حملات سرفه باشد. در افغانستان واقعات سیاه صرفه در وجود اطفال زیاده دیده می‌شود. کنون تعدادی زیادی اطفال که در مناطق دور دست ویا بی امن زندگی دارند. واکسن ناشده‌اند. بروز واقعات درین مناطق بیشتر می‌باشد. در مناطق سرد افغانستان مانند بدخشان نورستان بامیان دای کندی غورات واقعات سیاه سرفه در زمستان زیاد بوده بعضاً باعث مرگ اطفال می‌شوند.
اسهال و سینه پهلو از بیماری‌های شایع در میان کودکان در افغانستان است که سالانه حدود ۶۰ درصد مرگ میر اطفال کمتر از سن ۵ سال را دربردارد. بسیاری اطفال اولاً اسهال می‌شوند بعداً در کمبود انرژی به سینه پهلو مبتلا شده می‌میرند. واقعات سینه پهلو در سرما افزایش می‌یابد؛ این مریضی با سرفه و تب شدید همراه بوده، شُش‌ها التهابی شده و اکسیژن را به‌طور درست اخذ کرده نمی‌تواند. به اساس گزارش‌های رسمی سطح مرگ و میر کودکان در حال حاضر از هر شش کودک یک کودک پیش از رسیدن به پنج سالگی می‌میرد. برای نخستین بار واکسن بیماری‌های اسهال و سینه پهلو در سال ۲۰۱۲ میلادی در افغانستان تطبیق خواهد شد و این برنامه در چهار سال آینده در این کشور عملی خواهد شد. اجرای واکسن ضد اسهال کودکان مرگ و میر ناشی از اسهالات را تا ۴۵ درصد کاهش خواهد داد. کنون هشت نوع واکسن، از جمله واکسن‌های ضد بیماری‌های فلج کودکان، سرخکان (سرخک)، دیفتری و سیاه سرفه در سراسر کشور به صورت کمپین سراسری تطبیق (اجرا) می‌شود. طی سال گذشته تنها در شفاخانه صحت طفل (ایندیرا گاندی) در کابل، ۲۴هزار طفل بستر شده بود، که ۲۸۰۰ تن آن‌ها تلف شدند. اکنون اسهال، سینه پهلو و مالاریا کشنده‌ترین امراض محسوب می‌شوند.
”براساس گزارش که طبق سروی خطر و آسیب‌پذیری صورت گرفته، سوء تغذیه مزمن میان اطفال افغانستان یکی از بلندترین میزان در سطح جهان تلقی می‌گردد. بر اساس یک مطالعهٔ که از طرف اداره مرکزی احصاییه و دفتر یونیسف ملل متحد صورت گرفته، به‌طور عموم از هر پنج طفل یک طفل در مناطق آرام افغانستان و در مناطق نا آرام از هر سه طفل یک طفل به سوی تغذیه مواجه می‌باشند. حدود ۵۴ درصد اطفال زیر سن ۵ سال در افغانستان به دلیل دچار بودن به سوء تغذیه مزمن از رشد بازمانده‌اند، ۳۴ درصد اطفال با مشکل کم وزنی مواجه بوده و تقریباً ۷۲ درصد اطفال زیر سن ۵ سال از کمبود مواد مغذی کوچک از قبیل آهن و آیودین رنج می‌برند. ”نتایج تغذیه ضعیف، ارتباط دارد با وضعیت فقر و مصونیت غذایی در کشور داشته و بیش از ۲۹ درصد جمعیت افغانستان نمی‌توانند کالری مورد نیاز بدن خویش را کسب نماید.
جنگ‌های ۳۳ ساله افغانستان با خود امراض شدید روانی را داشته که بعضی ازین مریضان اعتیاد به مواد مخدر گردیده‌اند. بیکاری فقر گرسنگی بی خانمان شدن از دست دادن اعضای فامیل تهدید و ترس همه وهمه باعث ازدیاد امراض روانی گردیده‌است. این امراض بعضاً باعث خود کشی انتقام سو قصد می‌گردد. زیاده مریضان پس از یک حادثه از زبان می‌مانند. در ثور سال ۱۳۸۷ وزارت صحت عامه دولت افغانستان چنین ابراز کرد که ۶۶ درصد افغان‌ها از افسردگی یا نوعی از اختلال روانی رنج می‌برند، بیماری روانی و سوءاستفاده دوا، اضطراری‌ترین مشکل صحی است که کشور با آن مواجه است.. طبق سروی ملی صحت در سال ۱۳۸۱ در مورد اعضای ۱۵ ساله و بالاتر خانواده‌ها نشان داد که ۷۸ درصد پاسخگویان نشانه‌های اضطراب، حدود ۷۰ درصد نشانه‌های افسردگی و حدود ۴۲ درصد نشانه‌های اختلال فشار روانی پس از یک حادثه از خود بروز داده‌اند. این سروی همچنین نشان داد که طی ده سال اخیر، ۶۲ درصد افراد حداقل چهار مورد از این واقعات تکان دهنده را تجربه کرده‌اند. علاوه بر مشکل فقدان معلومات در مورد اختلالات روانی و بررسی آنها، با وجود ناامنی مداوم، خشونت، بی‌پناهی اجتماعی و بی بضاعتی، در افغانستان کاملاً واضح گردانیده‌است که حل این مشکلات مزمن در آینده نزدیک مشکل بنظر می‌رسد.
عوا مل بیشمار برای انتقا ل این ویروس از یک جسم بجسم دیگر وجود دارد که علت اصلی ان تعامل جنسی میا ن مرد و زن و مرد با مرد نیز ثبت شده‌است. کسا نی که به کشورهای تا یلند - ویتنام - چین - هند -تاجیکستان - ازبکستان ن - ترکیه و مما لک غرب سفر می‌کنند امکان مبتلا شدن به این مرض زیاد است. ایدز با عث بیمار ی خطرناک می‌شود اجتنا ب - دوری از مبتلا شدگان ن‌ها یت ضروری است. در افغانستان قبل ا ز سال ۱۳۷۲ وجود نداشت. پس از سال ۱۳۷۲ شماری که در پاکستان و کشورهای خارج زندگی می‌نمودند به افغانستان وارد نمودند کنون حدود۶۳۶ واقعه دیده شده‌است. امکان وقوع چهل حادثه ایدز در سال می‌باشد. کنون در افغانستان چندین مرکز تداوی برای بیماران ایدز موجود است. اولین مرکز تداوی مرض ایدز در سال ۲۰۰۹ در شهر کابل آغاز به کار کرده‌است که قابلیت تداوی ۴۰ مریض را در یک سال دارد.
بر اساس نظرسنجی دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل، دو میلیون نفر از مردم افغانستان، به مواد مخدر اعتیاد دارند که ۳۰ هزار نفر از این تعداد، معتاد تزریقی هستند لذا نگرانی عمده این است که با گسترش شمار معتادان تزریقی که از سوزن‌های مشترک استفاده می‌کنند، ویروس اچ آی وی نیز گسترش می‌یابد. تاکنون در اجرای برنامه ملی کنترل بیماری ایدز با همکاری نهادهای خارجی ۲۵مرکز آزمایش، خدمات اولیه و مشاوره داوطلبانه برای بیماران ایدز در ولایات کابل، هرات، ننگرهار، بلخ، بدخشان، قندهار، قندوز، غزنی و زندان مرکزی کابل ایجاد شده‌است اما تنها مرکزی که برای معالجه بیماران موجود است، در کابل است. این مرکز به کمک سازمان بهداشت جهانی تأسیس شده‌است. با وجود یکه تعداد مبتلا شدگان مرض ایدز در افغانستان کم است اما خطر افزایش تعداد مبتلایان بسیار زیاد است؛ زیرا مردم این مرض را نمی‌دانند. چون مرض بدنام است کسی به دکتور مراجعه نمی‌کنند وهم بیمارستان در ولایات وجود ندارد.
زیاده‌ترین ادویه جات تقلبی از کشورهای هند پاکستان و چین وارد می‌گردد. دواهای تاریخ زده معمولاً از هند و پاکستان به‌طور قاچاق داخل خاک گردیده به عوض ادویه جات اصل بفروش می‌رسد. دواهای امراض روانی به‌خصوص دیازپام از کشور چین وارد گردیده و بفروش می‌رسد که تعداد معتادین این دوا زیاد اند. در سال ۲۰۰۵ اداره مبارزه با جرایم مواد مخدر سازمان ملل(UNODC)و وزارت مبارزه علیه مواد مخدر بر روی شیوع استفاده غیرطبی مواد کنترل شده از قبیل مصرف بدون تجویز دکتر برای مدت طولانی یا مصرف غیر مشخص، مطالعه‌ای را انجام داد. تعداد مصرف‌کننده گان تریاک ۱۵۰۰۰۰و هرویین به ۵۰۰۰۰ نفر بود، تعداد استفاده‌کننده گان دواها۱۸۰۰۰۰ نفر تخمین گردیده بود. در سال ۱۳۸۲بررسی مصرف غیرمجاز مواد در شهر کابل، ۱۴۲۹۸ نفر مصرف‌کنندگان دوا، در مقایسه با ۱۰۷۷۴ مصرف‌کننده تریاک و ۷۰۰۸ مصرف‌کننده هرویین را نشان داد. حدود ۸۰ درصد دواهای معالج امراض روانی موجود در افغانستان، بدون مجوز و بدون انجام هیچگونه آزمایشی مبنی بر اینکه اعتیادآور می‌باشند، تقلبی هستند یا تاریخ مصرف آن‌ها گذشته‌است، به صورت قاچاق به این کشور وارد می‌شوند. کنترل مرزها و همچنین کنترل و تنظیم دواهای معالج امراض روانی در داخل کشور نیز به خوبی انجام نمی‌گیرد. وزارت صحت عامه به منظور کنترل و نظارت بر دواخانه‌ها و انستیتوهای طبی و بررسی تاریخ مصرف و کیفیت دواهای در حال فروش، بخشی حقوقی را در هیئت مدیره دواسازی بنیان نهاده‌است. اما بررسی مداوم بیش از ۹۰۰۰ دواخانه ثبت شده توسط کارمندان کم درآمد دولت، که مستعد دریافت رشوه و سایر اشکال انحراف می‌باشند،
نبرد قارص جنگی بود از سلسله جنگ‌های صفویان و عثمانی بین سال‌های ۱۵۳۲ و ۱۵۵۵ میلادی که در ۲۷ اوت ۱۵۴۸ میلادی روی داد. در این نبرد شاه طهماسب، اسماعیل میرزا را با ۷۰۰۰ نفر به سوی استحکامات قارص فرستاد. در روز ۲۷ اوت ۱۵۴۸ میلادی سپاه شاهزاده اسماعیل میرزا با قوای عثمانی مواجه گردید. در این نبرد ارتش عثمانی نیمی از قوای خود را از دست داد. نزدیک به ۲۰۰۰ نفر از سپاهیان عثمانی که تعدادشان ۴۰۰۰ نفر بود، کشته شدند. همچنین ۵۰۰۰ کارگر نیز که برای تعمیر قارص آمده بودند همگی به قتل رسیدند. پس از جنگ عثمان چلپی از فرماندهان عثمانی را با ۶۰۰ نفر به خیمه اسماعیل میرزا آوردند، عثمان چلپی به یکی از قزلباشان به نام طویقون بیک قاجار حمله کرد، مابقی نظامیان ترک نیز به شاهزاده اسماعیل میرزا حمله کردند، اسماعیل میرزا دستور داد نظامیان را بکشند و فورا" فرمان وی به اجرا در آمد. بعد از آن اسماعیل میرزا دستور داد قلعه قارص را ویران کردند. در حمله‌های سلطان سلیمان به ایران، برخی امیران کرد با نیروهای عثمانی همکاری کردند. شاه تهماسب برای سرکوبی آنان، اسماعیل میرزا را به آنجا فرستاد. اسماعیل میرزا با غارت اموال کردها آنان را سرکوب کرد.
در زمستان سال ۱۵۵۲ میلادی هنگامی که اسماعیل میرزا (سپس شاه اسماعیل دوم) ۱۹ سال داشت با سپاه خود به سمت شمال غرب راه افتاد، این لشکرکشی در حقیقت نخستین رزم واقعی وی با ارتش عثمانی بود. سوی روبرو اسماعیل میرزا، اسکندر پاشا بود که در قلعه ارزروم سنگر گرفته بود. خواست اسماعیل میرزا بیرون کشیدن اسکندرپاشا از درون قلعه بود. اسماعیل میرزا نیرویی را که در اصطلاح آن زمان جلودار می‌گفتند ، به شتاب بیشتری به سوی ارزروم روانه کرد. در پاسین که در شرق ارزروم واقع است قوای عثمانی مستقر بود. جلوداران لشکر صفوی در نبردی آنها را شکست دادند و استحکامات هم ویران گردید. قوای عثمانی به ارزروم پس نشستند و سپاه ایران به سوی آنجا حرکت کرد. اسکندرپاشا تصمیم گرفت پیش از رسیدن قوای ایرانی به پشت قلعه، جنگ را در بیرون از شهر بر پا کند. در نزدیکی ارزروم دو سپاه درگیر شدند. پس از یک درگیری تقریبا" بی‌نتیجه و برابر، سپاه ایران به سوی شرق و به سوی تنگه‌ها و آبکندها عقب نشینی کرد، ظواهر نشانگر پیروزی عثمانی‌ها بود ولی ناگهان اسماعیل میرزا با نیرویی تازه نفس از کمینگاه بر اسکندرپاشا و افرادش یورش می‌برد. قوای عثمانی به سوی قلعه عقب می‌نشینند و با تلفات سنگین (۲۵۰۰ کشته)، به سختی شکست می‌خورند. پیروزی ارزروم شهرت و محبوبیت بسیار برای اسماعیل میرزا نزد قزلباشان به وجود آورد. پس از این پیروزی، اسماعیل میرزا در سال ۱۵۵۳ میلادی به ارجیش واقع در کنار دریاچه وان رسید. به دستور اسماعیل میرزا، جمجمه‌های ترکان که نزدیک ارزروم به دست آورده بودند در برابر قلعه آویختند. این جنگ روانی باعث سرنگونی قلعه و نابودی استحکامات گردید.
آشوت سوم شهر قارص را در اختیار برادرش شاهزاده موشق گذاشت تا بر آنجا حکومت کند، موشق در آنجا اعلام استقلال کرد و ارمنستان دیگری تأسیس نمود که همان ایالت قارص بود، این عمل به زیان منافع ارمنستان بود، زیرا به وحدت آن لطمه می‌زد و کشور را رو به ضعف می‌برد. این شاهزاده بجای آن کار می‌بایست تمام نیروی خود را بکار می‌گرفت تا دیگر دو امیرنشین ارمنی باقی‌مانده یعنی امیرنشین واسپورکان و سیونیک را که هر یک برای خود مملکتی تشکیل داده بودند به کشور ضمیمه کند. خلیفه بغداد از سلطان آشوت سوم برای خدماتی که آن پادشاه به او کرده بود سپاسگزاری کرد و به پاداش آن، هدایای گوناگونی برایش فرستاد که از آن جمله یک تاج پادشاهی بود. این تاج نشانه احترامی بود که خلیفه به شخصیت او می‌گذاشت. آشوت سوم پادشاهی لایق و دلیر بود او جاه طلب و آدم بی ملاحظه‌ای نبود و این هر دو از ویژگی‌های شخصیتی او بود او به جای کشور گشایی سعی به دفاع از کشور و به تحکیم پاسگاه‌های مهم واقع بر مرزهای مملکتش بسنده می‌کرد. ملتش به او لقب (فاتح) و (آشوت نیکوکار) داده بود.
ماشین جوجه‌کشی دستگاهی برای شرایط محیطی مانند دما و رطوبت می‌باشد که نیاز به کنترل دارد. این دستگاه اغلب برای رشد و کشت باکتری، هچ یا جوجه‌گیری مصنوعی تخم مرغ‌ها یا فراهم نمودن شرایط مناسب برای واکنش‌های شیمیایی یا بیولوژیکی استفاده می‌شود. دستگاهی است که نه تنها برای هچ تخم پرندگان بلکه برای هچ تخم خزندگان نیز استفاده می‌شود. این دستگاه همچنین اجازه می‌دهد که جنین داخل تخم‌مرغ بدون نیاز به حضور مادر برای فراهم کردن گرما، رشد کنند. جوجه‌های تخم مرغ‌ها پس از حدود ۲۱ روز هچ می‌شوند ولی گونه‌هایی دیگر از پرندگان هستند که ممکن است زمان کوتاه‌تر یا طولانی‌تری برای هچ آن‌ها نیاز باشد. یک دستگاه جوجه‌کشی باید قادر باشد که بهترین محیط و شرایط را برای تخم‌مرغ برای جوجه‌کشی تنظیم کند به دلیل اینکه عواملی مانند دما، رطوبت و چرخیدن تخم‌مرغ‌ها تایم زمانی خاص و مهمی دارند و باید به درستی چرخانده شوند چون در واقع این دستگاه نقش مرغ مادر را در حالت طبیعی برای تخم‌مرغ‌ها بازی می‌کند. همچنین ماشین جوجه‌کشی با حذف تهدیدهای خارجی که می‌توانند در شرایط طبیعی به تخم‌مرغ‌ها صدمه بزنند امکان تولید جوجه از تخم‌مرغ‌ها را فراهم می‌کند. هدف جوجه‌گیری مدرن تولید تعداد زیادی از جوجه‌های یک روزهٔ قوی یکنواخت است. مرحلهٔ زندگی جنینی از مرغ ارتباط مستقیمی با عملکرد و مقاومت فردی جوجه‌ها تحت شرایط مزرعه‌های متفاوت دارد. این ممکن است برای هچ گونه‌های دیگر پرندگان در زمان یکسان و در ماشین جوجه‌کشی یکسان اتفاق بیفتد که این موضوع برای بالا بردن رشد پرندگان خوب است.
در دستگاه‌های جوجه کشی صنعتی، دو روش معمول استفاده از دستگاه‌های جوجه‌کشی وجود دارد. در دستگاه‌های جوجه‌کشی تک‌مرحله‌ای، دستگاه جوجه‌کشی دارای تخم مرغ‌ها با جنین‌های هم‌سن است. مزیت جوجه‌کشی تک مرحله این است که شرایط آب و هوایی را می‌توان با توجه به نیازهای جنین رو به رشد تنظیم کرد. در جوجه‌کش‌های چند مرحلهای، تنظیم‌کننده حاوی تخم مرغ‌ها با جنین‌های غیر همسن می‌باشند، معمولاً شامل ۶ یا ۳ گروه سنی می‌باشد. در نتیجه، شرایط آب و هوایی دقیقاً نمی‌تواند با توجه به نیازهای تمام جنین‌های در حال رشد تنظیم شود و باید سازش به گونه ای باشد که بتواند بهترین شرایط را برای گروه‌های سنی را در تنظیم‌کننده داشته باشد. در یک دستگاه جوجه‌کشی چند مرحله، گرما تولید شده توسط جنین‌های بزرگتر برای گرم کردن جنین‌های جوان‌تر در همان دستگاه استفاده می‌شود. برای موفقیت بیشتر، با توجه به تقاضای فیزیکی متفاوت، تجهیزات چندمرحله‌ای و تک‌مرحله‌ای متفاوت نیز باید مورد استفاده قرار گیرد. بسیاری از تولیدکنندگان صنعتی از دستگاه‌های سنتی تک‌مرحله‌ای استفاده می‌کنند، اما تک‌مرحله‌ای واقعی (REAL Single-Stage) در دسترس است.
یک مجلهٔ چاپ و منتشر شده در بریتانیا طی جنگ جهانی دوم یک دستگاه جوجه‌کشی را به عنوان (یک جعبهٔ چوبی، آب گرم و یک پرده) معرفی می‌کند. یکی از روش‌های ثبت شده از جوجه‌کشی شامل استفاده از گرمای کود پوسیده برای گرم کردن تخم مرغ هاست. مصریان روش بهتر از جوجه‌کشی را دارند که در آن یک ساختمان استوانه‌ای شکل وجود دارد که از آتش‌سوزی در پایین آن استفاده می‌کردند. تخم مرغ‌های جوجه‌کشی شده در یک مخروط معکوس که تا حدی در خاکستر پوشیده شده‌است قرار دارند که تخم مرغ‌ها در سبد بافته شده در بالای خاکستر نشسته شده روی مخروط قرار داده شده‌اند. همچنین ساختمان یک سقف دارد که برای بیرون رفتن دود تعبیه شده‌است، اما از ورود باران جلوگیری می‌کند. درسال۴۰۰ قبل از میلاد، ارسطو ثبت کرده‌است که در زمان یونان قدیم زنان تخم مرغ‌ها را برای گرم نگه داشتن آن‌ها را زیر پستان خود می‌گذاشتند. جوجه‌کشی ماشینی تا قبل از سال ۱۷۴۹ اختراع نشده بود تا توسط رمور در پاریس فرانسه اختراع شد. اولین ماشین تجاری توسط هرسون در سال ۱۸۸۱ اختراع شد.
با اینکه فرستاده با بودجه ای به مراتب کمتر از فیلم‌های صمد در ایران ساخته شد، با اقبال بسیاری در دنیا مواجه شد و چند جایزه در فستیوال‌های مهم به دست آورد. فرستاده آغاز خوبی و امیدوارکننده ای برای فیلمسازی به زبان فارسی در خارج ایران بود که بعدها دچار مشکلاتی شد. به گفته پرویز صیاد پس از موفقیت این فیلم در فستیوال‌های جهانی، تلویزیون‌های کشورهای مختلفی از جمله بی‌بی‌سی فیلم فرستاده را خریداری کردند، اما تنها کشورهای اسکاندیناوی و هلند این فیلم را پخش نمودند. مجوز نهایی پخش این فیلم در بسیاری از کشورها از جمله آلمان در زمان زندگی سید روح‌الله خمینی، رهبر ایران، صادر نشده و پخش فیلم در این کشورها را به سالها بعد، پس از مرگ او، موکول شد. این فیلم در کانال‌های تلویزیونی پارسی زبان نمایش‌های پی در پی دارد. مجموعه فروش این فیلم پس از چهار سال باعث شد صیاد بتواند فیلم بعدی خود به نام سرحد را بسازد.
پس از چندی، نیروهای بیزانسی از نواحی دیگر وارد استان واسپورکان شدند و ارتش سلجوقی، که پس از چندین، جنگ سخت و درازمدت، دیگر رمقی برای مقابله نداشت، در برابر آنان شکست خورد و به سمت دوین (شهر باستانی) عقب نشست. طغرل بار دیگر با ارتشی نیرومند به سوی ارمنستان حمله کرد. این نبردها نیز یک سال به طول انجامید و ارتش بیزانس در برابر نیروهای سلجوقی متحمل شکست و تلفات فراوان شد. در طی این نبردها بسیاری از شهرها و روستاهای ارمنستان ویران شد و عدهٔ بیشماری از ساکنان آن‌ها نیز کشته شدند. ارتش سلجوقی همچنان به پیشروی خود در خاک ارمنستان ادامه داد و سرانجام موفق شد شهر ثروتمند آرزن را نیز به تصرف درآورد. به این ترتیب، ارتش سلجوقی به ثروت سرشار این شهر دست یافت و مخازن طلا و نقره را از آن خود ساخت. سیاست نادرست بیزانس در قبال ارمنستان سبب شد تا این سرزمین توان مبارزه در برابر حملات سلجوقیان را نداشته باشد.
در ماه‌های نخست ۱۰۵۲ میلادی نیروهای سلجوقی بار دیگر وارد خاک این کشور شدند. آنان این بار قصد داشتند تا پیش از شروع هر گونه نبردی تسلیحات و امکانات لازم را در محدودهٔ قلمرو ارمنستان فراهم آورند. هدف اصلی آن‌ها تصرف شهرها و مراکز مهم سیاسی، اقتصادی و نظامی ارمنستان بود. طغرل در ۱۰۶۰ میلادی تصمیم گرفت بار دیگر به ارمنستان حمله کند. این بار هدف او تنها سرکوبی نیروهای سیاسی و نظامی بیزانسی مستقر در ارمنستان نبود بلکه او قصد داشت تا برای همیشه به مسئلهٔ ترکمنانی که به مخالفت با او برخاسته بودند، در خاک ارمنستان، پایان دهد. او نواحی و شهرهای غربی و جنوبی ارمنستان را مورد تهاجم قرار داد و طی چندین نبرد پیاپی موفق شد برخی از شهرهای مهم ارمنستان را به تصرف درآورد. جنگ‌های طغرل در ارمنستان تا ۱۰۶۳ میلادی ادامه یافت. در این سال طغرل موفق شد تا در ناحیهٔ دیاربکر به فتوحات فراوانی دست یابد و شهرهای مهم این ناحیه را نیز تسخیر کند.
خبر استقرار سپاهیان سلجوقی از طریق کشاورزان ناحیه به نگهبانان بیزانسی رسید و آنان به سرعت دروازه‌های شهر را بستند و تمامی ورودی‌ها را با سنگ و چوب مسدود ساختند. با آغاز نبرد بخش بزرگی از برج و باروهای شهر دچار حریق شد. آلپ ارسلان قصد داشت با سوزاندن ورودی‌های چوبی شهر راهی برای ورود به آن باز کند اما سربازان به سرعت از طریق آبراههای متعددی که در اطراف شهر وجود داشت آتش را خاموش کردند و به این ترتیب، نخستین تدابیر نظامی آلب ارسلان با شکست مواجه شد. آلپ ارسلان پس از تأمل فراوان دستور داد تا سپاهیانش با کندن حفره‌هایی از زیر دیوارهای مستحکم قلعه راهی به داخل شهر باز کنند. کندن این حفره‌ها، هفته‌ها به طول انجامید. سرانجام نیروهای سلجوقی توانستند راهی زیرزمینی به داخل شهر ایجاد کنند اما به دلیل تنگ بودن معبر حفر شده تعداد کمی از سربازان توانستند وارد شهر شوند که آن‌ها نیز بلافاصله هدف تیرهای نگهبانان قلعه قرار گرفتند و کشته شدند. پس از شکست این نقشه، آلپ ارسلان تصمیم به عقب‌نشینی گرفت. در پی این اختلاف دو تن از مهمترین سرداران نظامی بیزانس به همراه نیروهای خود آنی را ترک کردند و به دنبال خروج آن‌ها شهر دچار آشفتگی شد. آلپ ارسلان از این آشفتگی به نفع خود بهره برد. بدین ترتیب، سربازان سلجوقی دروازهٔ اصلی را شکستند و از آنجایی که نگهبانان و تیراندازان قلعه‌ها را ترک کرده بودند نیروهای آلب ارسلان بدون درگیری چندانی وارد آنی شدند و آن را تصرف کردند.
نوع دیگری از مالکیت بر زمین املاکی بود که تحت عنوان (اقطاع) به سرداران نظامی و مقامات کشوری دیگر تعلق داشت. این زمین‌ها اکثراً به دست سرداران سلجوقی تصرف شده بود و جزو املاک شخصی آن‌ها به حساب می‌آمد. در این دوره، ارمنستان به ایالتهای متعددی تقسیم شده بود و در هر ایالت، امیری حکومت می‌کرد. این امرا از میان خویشان و نزدیکان ملکشاه انتخاب می‌شدند و کاملاً تابع او بودند. در این دوره ادارهٔ روستاها را شخصی به نام رئیس بر عهده داشت که معمولاً از خود ساکنان روستا انتخاب می‌شد و ادارهٔ قلعه‌ها و حصارهای نظامی نیز به برخی از سرداران مهم سلجوقی واگذار شده بود. ملکشاه در امر تجارت و داد و ستد نیز تغییراتی اعمال کرد از جمله اینکه از میزان مالیات مربوط به بازرگانان کاست و بسیاری از محدودیت‌های مربوط به داد و ستد کالاها را از میان برداشت. این سیاست‌ها سبب رفاه و ترقی ارمنستان شد.
در یادگیری تقویتی یک عامل یادگیرنده در طی یادگیری با فعل و انفعالات مکرر با محیط، به یک سیاست کنترل بهینه می‌رسد. کارایی این فعل و انفعالات با محیط به وسیلهٔ بیشینه (کمینه) بودن پاداش (جریمه) عددی که از محیط گرفته می‌شود، ارزیابی می‌گردد. علاوه بر این روش‌های یادگیری تقویتی، اولاً استفاده از یادگیری به روشی ساده، سیستماتیک و واقعی برای رسیدن به یک جواب تقریباً بهینه را بیان می‌کنند (پیدا کردن این جواب بهینه با استفاده از روش‌های سنتی بسیار مشکل است). ثانیاً، دانشی که در طی فرایند یادگیری بدست می‌آید، در یک مکانیزم نمایش دانش مانند شبکه عصبی یا جدول مراجعه ذخیره می‌شود که از طریق آن می‌توان با محاسبات اندک و با کارایی بالایی عمل تخصیص کانال را انجام داد. ثالثاً، از آنجایی که این روش یادگیری در محیطی بلادرنگ در حال انجام است، می‌توان آن را هم‌زمان با فعالیت محیط (مانند شبکه سلولی) انجام داد؛ که در این حالت با تمام رخدادهای پیش‌بینی نشده به صورت یک تجربه جدید برخورد می‌شود که می‌توان از آن‌ها برای بهبود کیفیت یادگیری استفاده کرد.
با پیشرفت تکنولوژی و لزوم احداث ساختمان‌های سبک‌تر لازم شد که ضخامت جداره‌ها به حداقل کاهش یابد؛ در پی آن مسئله گریز حرارت از پوسته خارجی بنا مطرح شد؛ بنابراین به منظور کاهش هزینه ایجاد گرما و سرما، با قرار دادن عایق حرارتی در پوسته ساختمان‌ها ضریب هدایت حرارتی مجموعه را به میزان قابل توجهی کاهش داده‌اند. سه سازوکار برای انتقال گرما وجود دارد: هدایت، همرفت و تابش. هدایت به در همه جسم‌ها رخ می‌دهد به طوری که گرما از بخشی که گرم تر است به بخش سرد تر می‌رود. سازوکار همرفت، به یک محیط سیال نیازمند است. برای نمونه انتقال گرما در بدن که به دست خون انجام می‌شود از این دسته است. در سازوکار تابش، گرما از راه موج‌های الکترومغناطیس جابجا می‌شود و می‌تواند در خلاء هم رخ دهد. تابش خورشید از این گونه است. این سازوکار در دماهای بالا، نقش بسیار بزرگی در جابجایی گرما دارد. انتقال حرارت از جداره‌های خارجی ساختمان به شکل هدایت حرارت، مهم‌ترین عامل اتلاف یا کسب حرارت در ساختمان‌های معمولی است.
مواد تغییر فازدهنده بصورت اختصار PCM. انرژی حرارتی را به دو صورت انرژی گرمایی محسوس و نهان می‌توان در مواد ذخیره کرد. در ذخیره انرژی محسوس انرژی گرمایی با افزایش دمای جسم جامد یا مایع در آن انبارش می‌شود. میزان انرژی محسوس ذخیره شده در جسم وابسته به دما، ظرفیت گرمایی ویژه و جرم جسم می‌باشد. ذخیره انرژی گرمایی توسط جسم به صورت نهان به هنگام تغییر فاز جسم از فاز جامد به مایع و یا مایع به گاز یا جامد به جامد صورت می‌گیرد. مواد تغییر فازدهنده انرژی را به صورت گرمای نهان ذوب ذخیره می‌کنند. همان‌طور که گفته شد ذخیره‌سازی گرما از ۳ طریق تغییر فاز صورت می‌گیرد، در حالت اول که تغییر فاز از جامد به جامد است به دلیل این که انتقال گرما بسیار آهسته و اندک می‌باشد مناسب نیست. در حالت دوم یعنی تغییر فاز مایع به گاز هم به دلیل نیاز به گرما بالا و همچنین ایجاد حجم فشار بالای گاز عملی نمی‌باشد. اما تغییر فاز از جامد به مایع مناسب تر است که این ویژگی در مواد تغییر فازدهنده PCM وجود دارد، که در دمای ثابت با جذب گرما از فاز جامد به مایع تبدیل می‌شوند.
نانو پوشش‌ها ی ساختمان ضمن اینکه باعث دفع آب شده وجذب کثیفی را به حداقل می رسانند، نمای ساختمان را در مقابل اشعهUV مقاوم می سازند. این نانو پوشش‌ها در سطوحی از جمله؛ سیمان، آجر، سفال، سنگ معمولی، کاشی ، مرمر، چوب، سرامیک، شیشه، فولاد وبتن به کار می روند. ساخت بتن تقویت شده، خود تعمیرکننده و خود تمیز شونده، شیشه‌های خود تمیز شونده، مقاوم در برابر آتش وکنترل‌کننده انرژی و در نتیجه صرفه جویی درمصرف انرژی، استفاده از رنگ‌های حاصل ازعلم نانوکه باعث عدم نفوذ باکتری ها به ساختمان‌های اداری، مسکونی، بیمارستان هاوغیره شده و به آنهاعمری طولانی، محیطی عاری از باکتری و ماهیتی غیر قابل کثیف شدن وفرسودگی می بخشند نیز از دیگر کاربردهای مهم فناوری نانو در صنعت ساختمان است. بدین ترتیب به راحتی می‌توان تشخیص داد که ما با دنیای تازه‌ای به نام فناوری نانو روبروهستیم. متخصصان علم نانو براین باورند که بعد از تولید ماشین‌های بخار، موتور وتوسعه IT ، فناوری این علم افق‌های تازه ای را به دنیای انسان ها بازخواهد کرد. فناوری نانو، قادراست مواد را تا اندازه‌ای کوچک کند که با دوباره‌سازی آن‌ها بتوان مواد وفناوری‌های جدیدی را به دنیا عرضه نمود.نانو پوشش‌های ساختمان درسطوح داخلی وخارجی ساختمان‌ها استفاده می‌شوند. در این سطوح (سطوح هوشمند) که عموماً" فوق آبدوست یا فوق آبگریزهستند واکنش‌ها بر روی سطح صورت می‌گیرد. لازم به ذکر است که نانوپوشش‌ها ساختمان آنتی باکتریال بوده و برای سلامتی انسان بی ضررهستند.
پوشش‌های Nanoprotect AG که در صنعت خودرو‌سازی کاربرد دارد، موجب دفع آب و ذرات گرد و غبار شده و به راحتی می‌توان سطح آن را تمیز کرد. این روکش همچنین ضدسایش بوده و علاوه بر مقاوم بودن در برابر پرتوهای فرابنفش، از دوامی طولانی برخوردار است. مشکل آلودگی سطوح مخصوصاً در مورد سطوح با انرژی بالا همانند شیشه یا فلز که تمایل به جذب مولکول¬های دیگر دارند، فراگیر است. راهبرد معمول برای حل این مشکل، کاهش انرژی آزاد سطحی این مواد بدون از بین رفتن ویژگی‌هایی همانند شفافیت است. برای رسیدن به سطوح آسان تمیزشونده باید به طریقی انرژی سطح را کاهش داد. یکی از مثال‌های آشنای این مورد، روکش‌های پرفلوئوره ( تفلون ) بر روی ظروف آشپزی نظیر تابه¬های نچسب است. معمولاً زمانی که زاویه تماس آب بالای100 درجه است، ویژگی دفع روغن و آب افزایش می یابد. نکته قابل تامل این است که این نوع پوشش‌های کاهنده انرژی سطحی بر روی موادی چون شیشه قابل استفاده نیست. زیرا اساس استفاده از شیشه، که شفافیت است را به شدت کاهش می‌دهد. برای رسیدن به شیشه با انرژی سطحی پایین باید از لایه‌های نازک بر روی سطح استفاده شود، تا شفافیت تغییر قابل ملاحظه‌ای نداشته باشد. در عین حال بتواند خواص جدید مورد نیاز را نیز تأمین کند. برای این منظور می‌توان از مواد مختلفی استفاده کرد. این مواد باید به گونه‌ای انتخاب شوند که پس از نشستن بر روی سطح شیشه گروه‌های آبگریز آن‌ها ( نظیر متیل، اتیل و ... ) به سمت خارج جهت‌گیری کند، تا ضمن کاهش جذب آلودگی به راحتر تمیز شدن آن نیز کمک کند.
انوذرات دی اکسیدتیتانیوم، عضوی از خانواده بزرگ نانوذرات هستند که به سبب ایجاد خاصیت خودتمیزکنندگی برای سطوح، از ابتدای شکل‌گیری فناوری نانو، مورد توجه ویژه واقع شده‌اند. از این نوع فوتوکاتالیست می‌توان برای ساخت شیشه‌ها و آجرهای خود تمیز شونده در نمای ساختمان‌ها استفاده کرد. علاوه بر این با پوشش دهی نانوذرات دی‌اکسید تیتانیوم بر زیرلایه‌های مناسب، می‌توان فیلترهای کارآمدی برای از بین برندن بو، تصفیه هوا و آب و فاضلاب ساخت. پوشش‌هایی از ماده دی اکسیدتیتانیوم را با استفاده از روش‌های گوناگون، بر روی شیشه لایه نشانی می‌کنند. این پوشش با توجه به خاصیت نیمه هادی اکسیدی دی اکسیدتیتانیوم طی دو مکانیزم متفاوت باعث به وجود آمدن دو خاصیت به شرح زیر می‌شود. زمانی که پوشش دی اکسیدتیتانیوم بر روی شیشه‌ها در معرض تابش UV (که بخش اعظم نور خورشید را تشکیل می‌دهد ) قرار می‌گیرد، آلودگی‌هایی مانند گرد و غبار و ذرات همراه باران را که به مرور زمان بر روی شیشه باعث آلوده شدن و عدم دید خوب می‌شود، تجزیه می‌کند.
سود سهام به عنوان مبلغ ثابت به ازای هر سهم تخصیص می یابد و سهامداران به نسبت سهام خود سود سهام دریافت می کنند. سود سهام می تواند درآمد پایدار و روحیه سهامداران را افزایش دهد. برای شرکت سهامی پرداخت سود سهام هزینه نیست. بلکه تقسیم سود پس از مالیات بین سهامداران است. سود انباشته (سودهایی که به عنوان سود تقسیم نشده است) در بخش حقوق صاحبان سهام در ترازنامه شرکت نشان داده می شود - همان سرمایه سهام منتشر شده آن. شرکت‌های دولتی معمولاً سود سهام را بر اساس برنامه زمانی ثابت پرداخت می‌کنند، اما ممکن است در هر زمانی سود سهام را اعلام کنند، که گاهی اوقات سود سهام ویژه نامیده می‌شود تا آن را از سود تقسیمی برنامه ثابت متمایز کند. از سوی دیگر تعاونی ها سود سهام را با توجه به فعالیت اعضا تخصیص می دهند، بنابراین سود سهام آنها اغلب به عنوان هزینه قبل از مالیات در نظر گرفته می شود.
کوین مگنوسن با نخستین حضورش در جایزه بزرگ استرالیا ۲۰۱۴ با تیم مک‌لارن، به نخستین رانندهٔ دانمارکی نسل دوم در مسابقات فرمول یک تبدیل شد. او در نخستین حضورش توانست با شروع از جایگاه چهارم و پایان در مقام سوم، بالاترین جایگاه در صف شروع مسابقه برای یک رانندهٔ جدید از سال ۲۰۰۷ و بالاترین مقام در پایان مسابقه برای رانندهٔ جدید از سال ۱۹۹۶ را کسب کند – مقامی که پس از رد صلاحیت دنیل ریکاردو از ثبت نتایج مسابقه، به مقام دوم تبدیل شد. با این حال، مگنوسن موفق به ادامهٔ این روند نشد و با وجود کسب جایگاه‌های امتیازدار در طول فصل ۲۰۱۴، پس از آنکه مک‌لارن ترکیب رانندگان خود برای فصل ۲۰۱۵ که متشکل از جنسون باتن و فرناندو آلونسو بود را اعلام کرد، به حاشیه رانده‌شد. با این وجود، پس از تصادف آلونسو در مرحلهٔ آزمایش پیش از آغاز فصل، مگنوسن برای مسابقهٔ گشایشی فصل ۲۰۱۵، جایزه بزرگ استرالیا، به‌عنوان رانندهٔ جایگزین او وارد مسابقه شد – اگرچه مگنوسن به‌دلیل نقص فنی در پیشرانه به‌هنگام زمانگیری برای تعیین جایگاه در صف شروع، موفق به شروع این مسابقه نشد.
" برگردان فارسی کتاب انسان‌شناسی موسیقی از چند جهت می‌تواند پاسخگوی پاره ای از نیازهای رشته انسان‌شناسی موسیقی و موسیقی‌شناسی قومی در ایران باشد. نخستین مورد اینست که این کتاب، از جمله‌کتاب های مرجعی به شمار می‌آید که گذشت زمان نتوانسته‌است باعث کهنگی مفاد علمی مطرح شده در آن شود و امروزه اگر تنها در باره عنوان آن صحبت کنیم، می‌توانیم به جرئت بگوییم که این عنوان نمونه ای بدیع و فرهنگ ساز بوده و هست. چراکه ما را به سوی نگاه تازه ای به موسیقی کشانده و توانسته‌است به تثبیت و تبیین رشته‌ای نوین در شناخت موسیقی بیانجامد. علاوه‌ها بر اینها مریام در این کتاب به خوبی نشان می‌دهد که موسیقی پیش تر از آنکه صدایی برای تحلیل و مطالعه خردمندانه ما انسانها باشد، رفتاری انسانی و غریزی به شمار می‌آید و بنابراین شناخت به اصطلاح علمی آن، بدون تردید به شناخت تولید کننده آن یعنی انسان، نیاز مند است. نبود و نیاز برگردان فارسی این کتاب - به عنوان کتابی روشمند و حاوی داده‌هایی قابل توجه و مستند - همیشه برای دانش پژوهشان این رشته در ایران احساس می‌شد. امیدوارم با انتشار این اثر و با بهره‌گیری از نظریات و روش‌های به کار برده شده در آن، گامی در شناخت و شناساندن عمیق تر موسیقی ایران برداشته شود. "
مشاهدات متناقضی در مورد منشأ Skunk Works وجود دارد.بن ریچ و کلی جانسون منشأ آن را ژوئن سال ۱۹۴۳ در بوربانک، کالیفرنیا معرفی کردند. داستان رسمی Lockheed Skunk Works به شرح زیر است:فرماندهی سرویس تاکتیکی هوایی (ATSC) نیروی هوایی ارتش برای بیان نیاز خود به یک جنگنده جت با شرکت هواپیمایی لاکهید دیدار کرد. تهدید جت آلمانی که به سرعت در حال رشد بود، به لاکهید فرصتی داد تا یک بدنه هواپیما پیرامون قدرتمندترین موتور جت که نیروهای متفقین به آن دسترسی داشتند، توسعه دهد؛ British Goblin. لاکهید به دلیل علاقه قبلی به توسعه جت و قراردادهای قبلی خود با نیروی هوایی برای توسعه جت انتخاب شد. یک ماه پس از جلسه ATSC و لاکهید، مهندس جوان کلارنس. ال «کلی» جانسون و سایر مهندسین دانشیار، پیشنهاد اولیه XP-80 را به ATSC تحویل دادند. دو روز بعد، دستور شروع کار به لاکهید داده شد تا شروع به توسعه کند و Skunk Works متولد شد که کلی جانسون در راس آن بود. قرارداد رسمی XP-80 تا ۱۶ اکتبر ۱۹۴۳ به لاکهید نرسید یعنی حدود چهار ماه بعد از شروع به کار که ثابت می‌کند این، یک عمل متداول در Skunk Works است. بسیاری از مواقع مشتری با یک درخواست به Skunk Works می‌آید و بدون قرارداد رسمی، پروژه شروع می‌شود و هیچ روند تسلیم رسمی هم صورت نمی‌گیرد. کلی جانسون و تیم XP-80، Skunk Works را تنها در ۱۴۳ روز طراحی کردند و ساختند، هفت روز کمتر از آنچه لازم بود.
آریپرت یکم پادشاه لمباردها در ایتالیا از ۶۵۳ تا ۶۶۱ میلادی بود او فرزند گوندالد دوک آستی بود گونداد برادر تئودلیندا بود و با وی با عبور از کوه های آلپ از باواریا به ایتالیا آمده بود با توجه به نسب باواریایی او به او باواریایی گفته می شد او نخستین پادشاه لمبارد بود که به مذهب مسیحیت خلقیدونی اعتقاد داشت و بعد از رودوالد او تغییر دیگری در مذهب لمبارد ها داد او پادشاه جنگجویی نبود و بیشتر به خاطر فعالیت های کلیسایی و ساخت کلیسا ها از وی یاد می شود وی مذهب کاتولیک را در کل قلمرو لومباردها گسترش داد و کلیسای منجی را در پاویا ) ، (پایتختش) بنا کردوی پادشاهی را در وضعیت صلح آمیز رها کرد و از اشراف خواست تا دو پسرش ، پرکتاریت و گودپرت را به طور مشترک به پادشاهی برگزینند ، آنها نیز چنین کردند و پس از وی پسرانش به پادشاهی رسیدند.
یون های دارای بار مثبت به کاتیون هایی گفته می شوند و یون های دارای بار منفی آنیون ها نامیده می شوند. کاتیون همیشه نام اول است. یونها می توانند فلزات ، غیر فلزات یا یونهای چند هسته ای باشند. بنابراین ، نام فلز یا یون پلیاتومیک مثبت با نام یون پلیاتومی غیر فلزی یا منفی دنبال می شود. یون مثبت نام عنصر آن حالی که برای یک آنیون غیر فلزی تنها پایان تغییر به "-ide" حفظ کرده است.مثال: کلرید سدیم ، اکسید پتاسیم یا کربنات کلسیم .وقتی این فلز بیش از یک بار یونی یا عدد اکسایش ممکن داشته باشد ، نام آن مبهم می شود. در این موارد تعداد عدد اکسایش (همان میزان بار) یون فلزی توسط یک عدد رومی در پرانتزها بلافاصله پس از نام یون فلزی نشان داده می شود. به عنوان مثال ، در اورانیوم (VI) فلوراید عدد اکسایش اورانیوم ۶ است. نمونه دیگر اکسیدهای آهن است. FeO و آهن (II) اکسید است و آهن ۲ O ۳ آهن (III) اکسید است.
انگیزه اصلی این کتاب، یافتن راهی معقول و رضایت‌بخش برای حل تعارض اخلاق دینی و اخلاق سکولار است. به باور فنائی، نزاع‌ها و درگیرهای سیاسی و اجتماعی رایج در کشورهای‌ اسلامی عمدتاً محصول دو نگاه و طرز فکر متفاوت در باب رابطه دین و اخلاق و در حقیقت، محصول تعارض دو نظام اخلاقی و ارزشی و هنجاری متفاوت است. این دو نظام اخلاقی از دو مفروض بنیادین در باب منشاء و حدود و ثغورِ «حق اطاعت خدا شارع» یا «وجوب اطاعت از خدای شارع» سرچشمه می‌گیرند. در یک سو کسانی قرار دارند که مدعی‌اند حق اطاعتِ خدای شارع یا وجوب اطاعت از او «مطلق» است و لذا اخلاق مبتنی بر دین است و در صورت تعارض ارزش‌های الهی (=فقه یا اخلاقی دینی) و ارزش‌های بشری (=اخلاق سکولار)، ارزش‌های الهی باید مقدّم داشته شوند و در سوی دیگر کسانی قرار دارند که مدعی‌اند حق اطاعت خدای شارع و وجوب اطاعت از او «مقید» به قیود اخلاقی است و اخلاق نه تنها بر دین متبنی نیست که بر آن تقدم دارد. این کتاب در نقد و بررسی این دو دیدگاه است.
وینس گیلیگان و پیتر گولد، مجریان برنامه، در نوشتن فیلمنامه فیلم "بهتره با ساول تماس بگیری"، شخصیت کیم را وارد کردند، اما به دلیل اینکه او یک شخصیت جدید در دنیای "بریکینگ بد" است، به خصوص در رابطه با جیمی مک گیل / سائول گودمن یا مایک ارمانترات، آنها این کار را انجام ندادند. با این حال برنامه ای برای داستان او ایجاد کرد. گیلیگان گفت که نویسندگان کیم را به‌عنوان «شاید یک علاقه عشقی در زمان گذشته، یا بالقوه علاقه عشقی به زمان آینده» نوشته‌اند و احتمالاً بعداً از زندگی جیمی خارج می‌شوند. او در ابتدا برای جیمی «تأثیر معتدل» بود، اما در غیر این صورت نویسندگان ایده‌های کمی در مورد اینکه کجا شخصیت او را ببرند داشتند. ریا سیهورن در آوریل ۲۰۱۴ تست بازیگری داد و این نقش را دریافت کرد. به گفته مدیر بازیگران شارون بیالی، آنها از دو صحنه جعلی برای مخفی نگه داشتن پروژه پرمخاطب استفاده کرده بودند، و زمانی که سیهورن تست بازیگری داد و آنها را با هر دو صحنه تحت تأثیر قرار داد، تنها پس از آن به مرحله بعدی رفتند و هدف واقعی تست را توضیح دادند. ریا سیهورن توانست با این تغییر در نقش کیم در یک برداشت تطبیق دهد.
پیش تولید دو صحنه با کیم داشت، یکی شامل مشاوره او با جیمی پس از اینکه هاوارد هملین او را می‌جود. صحنه همان‌طور که نوشته شده کمترین کارگردانی را داشت، اما سیهورن هنگام آماده شدن برای صحنه، نکات ظریفی را در صحنه دید که نشان می‌داد جیمی را از نزدیک می‌شناسد، او مرزهایی دارد، و عادت داشت بعد از اشتباهات جیمی، موارد را رفع و رجوع کند. او همچنین از این صحنه احساس کرد که کیم ترجیح می‌دهد قبل از صحبت کردن گوش کند و از آن به عنوان موقعیت قدرت استفاده کند. نویسندگان دیدند که سیهورن چگونه صحنه را بازی می‌کند و متوجه شدند که چقدر بیشتر شخصیت را در آینده مشخص می‌کند، کسی که کار را در اولویت قرار می‌دهد و برای رابطه‌اش با جیمی مرزهایی قائل می‌شود اما همچنان به او اهمیت می‌دهد. گیلیگان اجرای مداوم سیهورن را به عنوان کیم برای پیشرفت خود ضروری می‌دانست. سیهورن قبلاً به این فکر رسیده بود که کیم از مشارکت با جیمی در موقعیت‌های بد و منفی لذت می‌برد، واقعیتی که در فیلمنامه قسمت چهارم فصل اول " بهتره با ساول تماس بگیری " ثابت شد، اما سیهورن هنوز آن را ندیده بود. سیهورن توانست از لبخندهای بسیار ظریفی برای نشان دادن قدردانی کیم از جیمی در آن قسمت استفاده کند، که گولد گفت: "نحوه بازی او به قدری درست بود که به ما احساس قوی نسبت به جایی که با او می‌رفتیم به ما داد."
با این تغییر، نویسندگان دیدند که شخصیت کیم دیگر آن‌طور که برنامه‌ریزی شده بود اخلاقی نیست و جنبه تاریک‌تری به او دادند که از دوران کودکی‌اش نشات می‌گرفت، چیزی که باعث شد او را به رویکردهای غیراخلاقی‌تر تسلیم کند. به این ترتیب او با جیمی بعد از مشکلات کاری رابطه برقرار کرد گولد این رابطه را اینگونه توصیف می‌کند: «ارتباط عاطفی بین این دو شخصیت یک کشش گرانشی داشت که شروع به پیچاندن کل داستان کرد.» این قضیه نیز به شدت مسیر تبدیل جیمی به سائول را تغییر داد. پایان فصل اول، " مارکو " جیمی را نشان می‌دهد که از شغل احتمالی با شرکت حقوقی دیویس و مین که کیم برای او راه اندازی کرده بود دور می‌شود. فصل دوم قرار بود با کنار گذاشتن کامل جیمی از کار ادامه یابد، اما چون نویسندگان می‌خواستند کیم را بیشتر بر اساس عملکرد سیهورن درج کنند، آن را تغییر دادند تا نشان دهند جیمی به خاطر کیم بازگشته و کار را پذیرفته‌است.
در سال ۲۰۰ ه‍.ق، مأمون برای علی بن موسی الرّضا دعوتنامه‌ای جهت آمدن به مرو نوشت و رَجاءِ بنِ اَبی‌ضَحّاک، دایی فضل بن سهل و غلامی به‌نام فِرناس یا یاسر را فرستاد تا همراه او در این سفر باشند. از سوی دیگر، شیخ صدوق، محدث شیعه، چنین گزارش می‌کند که مأمون در نامه‌نگاری‌های متعدد، از علی بن موسی درخواستِ عزیمت به مرو را می‌کرد و علی بن موسی این درخواست را با بهانه‌ها و دلایل گوناگون رد می‌نمود. این امتناع سبب شد تا مأمون به‌اجبار علی بن موسی را به مرو بیاورد. ادعایی که از سوی ابوالفرج اصفهانی و شیخ مفید، محدثان شیعه، مبنی بر همراهیِ علی بن موسی تا مرو از سوی عیسی جَلّودی مطرح شده، مردود و نادرست است. چراکه در همان سال عیسی جلّودی، قیام محمّد بن جعفر را در مکه سرکوب کرد و او را با خود به عراق بُرد و به رجاء بن ابی‌ضحاک تحویل داد. رجاء نیز هر دو را به خراسان بُرد. به گزارش مادلونگ این سفر در اوایل سال ۲۰۱ ه‍.ق برابر با اواخر تابستان ۸۱۶ م آغاز شد. تاریخ دقیق این سفر از ۱۵ مُحَرَّم آغاز و تاریخ پایان آن با رسیدن به مرو در ۲۹ جِمادیُ‌الثّانی عنوان شده‌است. این سفر به مهمترین رویداد مذهبی تاریخ ایران مبدل شد.
در مسیر حرکت علی بن موسی الرضا از مدینه تا مرو، اختلافاتی وجود دارد؛ منابع سفر را از مدینه تا فارس گزارش کرده‌اند اما در اینکه پس از فارس، کاروان از چه مسیری به سمت مرو در حرکت شد، دچار اختلافند. بیشتر منابع از بصره، اهواز و فارس به عنوان مسیر حرکت یاد کرده‌اند. برخی همچون بلاغی در "تاریخ نائین" مسیر حرکت وی را «مدینه، بصره، ارجان، فارس، اصفهان، نیشابور، ده سرخ، سناباد، سرخس و مرو» می‌دانند و برخی چون اعتمادالسلطنه، مسیر حرکتی از «مدینه، بصره، اهواز، فارس، اصفهان، قم، ری، سمنان، دامغان، نیشابور، طوس، سرخس و مرو» ترسیم نموده‌اند. در مقابل مشهورترین قول در مسیر حرکت علی بن موسی «مدینه، مکه، قادسیه، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر فارس، طبس، نیشابور و مرو» گزارش شده‌است. جعفریان در کتاب "اطلس شیعه"، مشهورترین مسیر حرکت علی بن موسی به مرو را «مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر (فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، مرو» می‌داند. مادلونگ معتقد است که عبور کاروان علی بن موسی الرضا از بغداد و کوفه نامحتمل است چراکه بغداد و کوفه در آن زمان در دست شورشیان بود؛ بنابراین، گفتهٔ یعقوبی که رجاء به بغداد و نَهاوَند سفر کرده، مردود است. با این وجود بیهقی گزارشی در خصوص استقبال و بیعت طاهر بن حسین — فاتح بغداد — در اقامت چند روزه علی بن موسی الرضا در بغداد را آورده‌است. مسیر دیگری که برای علی بن موسی الرضا گزارش شده‌است «مدینه‏، مکه، نباج‏، بصره‏، اهواز، اربق (اربک)، ارجان (بهبهان)، ابرکوه (ابرقوه)، ده شیر (فراشاه)، یزد، قدمگاه خرانق (مشهدک)، رباط پشت‏بادام‏، نیشابور، قدمگاه نیشابور، ده سرخ‏، طوس‏، سرخس‏ و مرو» است. مسیری که برای سفر علی بن موسی الرضا از فارس به نیشابور گزارش شده‌است، فارس را از طریق کرمان و استان قهستان، به نیشابور وصل می‌کرد. این مسیر از اهمیت تجاری بالایی برخوردار بود و بارانداز نیشابور را که کالاهای مناطق مختلفی را شامل می‌شد، به مناطق جنوبی و سواحل خلیج فارس وصل می‌کرد. کاروانیان در این سفر از چهار کشور کنونی ایران، عربستان، عراق و ترکمنستان گذشته‌اند.
علی بن موسی الرضا در این سفر پس از ورود به اهواز از شهرهای اهواز، رامهرمز و شلمچه عبور کرده‌است. کاروانیان برای رسیدن به اهواز از ساحل تا کارون طی طریق کرده‌اند و در مرقد علی بن مهزیار توقفی داشته‌اند. مسیر بعدی کاروان به سوی رامهرمز گزارش شده‌است و پس از آن به سوی ارجان در هشت کیلومتری شمال بهببان در حرکت بودند. کاروان پس از عبور از پل ساسانی که بر روی رود مارون قرار داشت، در ساحل شرقی رود اتراق داشتند و در این مکان قدمگاهی برای علی بن موسی الرضا گزارش شده‌است. از حرکت کاروان از ارجان تا شهر کهن ابرکوه نشانه معتبر و گزارش تاریخی‌ای وجود ندارد و در منابع از عبور کاروان از شیراز خبری گزارش نشده‌است. کاروان از مسیر نامتعارف دره مارون راه خود را به سمت تل خسرو (یاسوج) ادامه داد و با عبور از اقلید، به منطقه کویر ابرکوه وارد شد. وجود چند امامزاده در مسیر، قول به این مسیر را تقویت می‌کند. پس منطقه یاسوج، ورود علی بن موسی الرضا به منطقه یزد گزارش شده‌است. شهر ابرکوه که بر سر راه یزد قرار دارد، منطقه عبور علی بن موسی الرضا بود که در انجا قدمگاهی به وی منسوب است. پس از آن گزارش‌هایی از عبور کاروان از روستای تاریخی توران وجود دارد که در ۶۰ کیلومتری شهرستان تفت قرار دارد. در این منطقه نیز قدمگاهی به رضا منسوب است. در شهر خرانق نیز آرامگاهی وجود دارد که به آرامگاه بابا خادم مشهور است. بابا خادم را از خادمان علی بن موسی الرضا گزارش کرده‌اند. کاروان بعد از عبور از صحرای طبس، وارد بر منطقه کوهستانی می‌شود در منطقه جوخواه طبس، امامزاده حسین وجود دارد که یکی از برادران علی بن موسی الرضا است. پس از آن کاروان به منطقه خراسان وارد شده و نیشابور مشهورترین توقفگاه کاروان در خراسان بوده‌است. پس از نیشابور، ده سرخ از توقف‌گاه‌های کاروان عنوان شده‌است. پس از آن کاروان از سناباد گذشته و در باغ حمید بن قحطبه اتراق کرده‌است. پس از آن توقفی برای زیارت خواجه ربیع گزارش شده‌است و مسیر به سمت مرو ادامه داشته‌است.
در خصوص اینکه آیا علی بن موسی الرضا در طول این سفر، از قم نیز گذشته باشد، اختلافاتی وجود دارد. مادلونگ معتقد است که نگذشتن علی بن موسی از مسیر قم، قطعی است. با این وجود نشانه‌هایی از حضور علی بن موسی الرضا در این شهر گزارش شده‌‌است. در اینباره محمد بن بابویه نقل می‌کند که مأمون دستور داده بود تا علی بن موسی الرضا از راه قم و کوفه نگذرد. شبیه به این گزارش را ابوالفرج اصفهانی می‌آورد و می‌نویسد، مأمون دستور داد تا علی بن موسی الرضا را از راه بصره به خراسان بیاورند. این گزارشات سبب شده‌است تا محققانی، عبور کاروان از قم را نامحتمل بدانند. ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی می‌نویسد که علی بن موسی الرضا را پس از ورود به بغداد از راه «ماه بصره» به خراسان بردند. این در حالیست که ماه بصره به شهرهای همدان، نهاوند و قم اطلاق می‌شود. همچنین سید عبدالکریم بن طاووس نیز گزارش می‌کند که علی بن موسی الرضا را به بصره بردند و از آنجا وارد کوفه نشد و سپس به بغداد وارد شد و از آنجا به سمت قم در حرکت شد. سید بن طاووس گزارش می‌کند که ورود علی بن موسی الرضا به قم با اشتیاق و استقبال مردم قم همراه بود تا جایی که مردم جهت پذیرایی از وی، دچار کشمکش و جدال شدند. علی بن موسی الرضا شتر خود را مأمور کرد که هر جا بنشیند، همانجا را محل اقامت برگزیند. شتر در مقابل منزلی نشست که بعدها در آنجا مدرسه‌ای به نام رضویه تاسیس شد. به روایتی دیگر، این خانه مبدل به مسجدی شد که امروزه به مسجد شاه خراسان مشهور است و علی بن موسی الرضا ۱ شبانه روز و به نقلی دیگر ۱۸ روز در این منزل مسکن گرفت. همچنین از اینکه رضا از چاه این منزل آب نوشیده، غسل کرده و وضو گرفته‌است گزارش‌هایی نقل شده‌است. وجود این مدرسه و محله‌ای به نام شاه‌خراسون از دلایل اعتقاد به حضور علی بن موسی الرضا در قم عنوان شده‌است. در این بین، جماعتی از جمله علامه حلی و شیخ عباس قمی، حضور علی بن موسی الرضا در قم را مسلم قلمداد کرده‌اند. وجود قدمگاهی دیگر در آهوان در سمنان نیز یکی از دلایل این قول عنوان شده‌است. احتمالا این قول را اولین بار سید بن طاووس مطرح کرده‌است. منابعی که از سفر کاروان از مسیر دیگری که از قم عبور نمی‌کند، گزارش کرده‌اند، به وجود قدمگاه‌های متعدد در میان کویر مرکزی ایران و مناطقی چون یزد و نائین پرداخته‌اند.
به گزارش بیهقی، هنگام رسیدن کاروانیان به بغداد، طاهر بن حسین به استقبال کاروانیان رفته و کاروان را مدتی در بغداد پذیرایی کرد. همچنین از رسیدن نامه‌ای از جانب مأمون به دست طاهر گزارش شده‌است که یک هفته پس از اقامت کاروانیان به بغداد رسید. در این نامه مأمون، طاهر بن حسین را موظف به بیعت با علی بن موسی الرضا کرد. طاهر نیز شبانه با علی بن موسی الرضا بیعت کرد. بیهقی گزارش می‌کند که طاهر با دست چپ با علی بن موسی الرضا بیعت کرد و رضا از علت این عمل پرسید. طاهر پاسخ داد که دست راستش در گروی بیعت با مأمون است. رضا از این تعبیر خرسند شد. در فرحة الغری آمده‌است که وقتی خبر این واقعه به مأمون رسید، دست چپ طاهر را دست راست لقب داد و او را ذوالیمینین خواند. از دیگر اتفاقاتی که در بغداد گزارش شده‌است، مرگ معروف الکرخی است. سال مرگ او را ۲۰۰ یا ۲۰۱ گزارش کرده‌اند و به گزارش ابوعبدالرحمن محمد بن حسین بن موسی سلمی در کتاب "طبقات الصوفیه"؛ کرخی بر اثر شکسته شدن استخوان پهلوش در ازدحام جمعیت شیعیان در مقابل منزلگاه علی بن موسی الرضا درگذشت. این در حالیست که در این گزارش، معروف الکرخی به عنوان دربان علی بن موسی الرضا گزارش شده‌است. همچنین منابع از بیماری علی بن موسی الرضا در اهواز گزارش‌هایی را مطرح کرده‌اند. دیگر وقایع مهم این سفر، استقبال نیشابوری‌ها از رضا، بیان حدیث سلسلة الذهب و استقبال اهالی مرو از وقایع مهم این سفر عنوان شده‌است.
دهخدا، قدمگاه را به مکانی که پای پیامبر، امام یا قدیس دیگری به آن‌جا رسیده باشد یا گمان رود که اثر پایی که در سنگ و مانند آن دیده می‌شود جای پای پیامبر یا امامی است معنا کرده‌است. در بین مسیر مدینه تا مرو، خصوصاً در مناطق ایران، قدمگاه‌هایی را به علی بن موسی نسبت می‌دهند که عموماً مورد احترام اهالی منطقه و علاقه‌مندان علی بن موسی بوده و هست. از جمله مشهورترین این موارد، قدمگاهی در ۲۶ کیلومتری شهر نیشابور است. از دیگر قدمگاه‌ها می‌توان به «قدمگاه فراشاه» یا ده شیر در روستای فَراشاه استان یزد (مسیر یزد - ابرکوه) واقع در هشت کیلومتری تفت، «قدمگاه امام رضا» در بهبهان، «قدمگاه ابرقو» در ابرکوه و «قدمگاه خرانق» در مشهدک (محلی در ۶۰ کیلومتری شهر یزد) اشاره کرد. جعفریان در ذکر قدمگاه‌های علی بن موسی در ایران، به موارد دیگری نیز اشاره می‌کند؛ از جمله: «مسجد امام رضا» در اهواز، «مسجد امام رضا» در روبروی پل شوشتر، «قدمگاه علی بن موسی» در کنار رودخانه شطیط شوشتر، دو قدمگاه به نام «شاخراسون» در دزفول و شوشتر، قدمگاه «امام ضامن» در شوشتر، «قدمگاه امام رضا» در جنوب آبادی کهنک شوشتر، مسجد فرط یا پتک معروف به «صومعه امام رضا» در یزد، «مسجد قدمگاه» در محله مالمیر یزد، «موم رضا» در روستای بافران نائین، «مسجد قدیمان» در نائین، «حمام رضا» در نیشابور و «منزل پسندیده» در نیشابور. بر در یکی از قدمگاه‌های منسوب به علی بن موسی الرضا که در حاشیه رود مارون صاحب بنایی کوچک است، نوشته شده‌است:
داستان مشهوری دربارهٔ ضمانت آهو توسط علی بن موسی نزد عامه مردم مشهور است؛ داستان چنین است که روزی صیادی در بیابان آهویی را دنبال می‌کند. از روی اتفاق آهو به علی بن موسی که در آن حوالی -به نقلی صحرای سمنان- حضور داشته، پناه می‌برد؛ علی بن موسی حاضر می‌شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد سازد، ولی صیاد نمی‌پذیرد. در این هنگام آهو به زبان می‌آید و به علی بن موسی می‌گوید من دو بچه شیرخوار دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند؛ شما ضمانت مرا بکنید تا به لانه خود بروم و آنها را شیر دهم و برگردم. علی بن موسی هم ضمانت آهو را می‌کند و آهو می‌رود و بعد از مدتی بازمی‌گردد، شکارچی که این وفای به عهد آهو را دیده، منقلب می‌شود و آهو را آزاد می‌سازد. بین شهرهای سمنان و دامغان در استان سمنان، منطقه‌ای به نام آهوان مشهور است که به گفته برخی، محل اتفاق افتادن این رویداد، همان ناحیه می‌باشد.
البته این داستان یکی دو قرن قبل از ولادت علی بن موسی، برای محمد بکار رفته بود. طبرسی در "اعلام الوری" از ضمانت کردن پیامبر برای آهو آمده‌است: روزی رسول از محلی عبور می‌کرد، در این هنگام آهویی که در دامی گیر کرده بود به آن جناب شکایت برد، آهو گفت: یا رسول اللَّه من کودکی دارم که احتیاج به شیر من دارد، من اکنون در این دام گرفتارم و کودکم گرسنه مانده‌است، اینک مرا از این دام برهان تا کودک خود را شیر دهم. رسول گفت: من چگونه تو را آزاد کنم و حال اینکه صاحب دام اکنون در اینجا نیست، آهو گفت: شما مرا رها کنید من پس از اینکه کودکم را شیر دادم مراجعت خواهم کرد، رسول به این شرط او را از دام صیاد رهانید و در آن جا توقف کرد تا آهو مراجعت کرد، در این هنگام صاحب دام نیز از راه رسید، رسول از آهو شفاعت کرد، صیاد نیز او را رها کرد، پس از این ماجرا مردم این محل را مسجدی ساختند.
نیشابور، اولین شهر از استان خراسان است که علی بن موسی الرضا به آن وارد شده‌است. آورده‌اند که علی بن موسی الرضا از مسیر نیشابور عبور کرده که عده‌ای از مُحَدِّثان برجستهٔ اهل سنت مانند اِبنِ راهْوَیْهْ، یَحْیَی بنِ یَحْییٰ، محمّد بن رافِع و احمد بن حَرْب به استقبالش آمدند تا با او دیدار کنند و وی مدت کوتاهی در این شهر ماند. دو عالم بزرگ وقت، ابوزرعه و محمد بن اسلم طوسی نیز از پیشگامان استقبال‌کنندگان بودند. این دو به نمایندگی از مردم شهر از علی بن موسی الرضا خواستند تا برایشان حدیثی بخواند. در تاریخ نیشابور آمده‌است که مردم از حضور علی بن موسی الرضا در شهر باخبر شدند و به استقبال او رفتند. ابویعقوب اسحق بن راهویه مروزی نیز به عنوان بزرگ شهر نیشابور، تا روستای مویدیه از شهر نیشابور خارج شد تا به استقبال کاروانیان برود. او با وجود سن بالا، شخصا مهار ناقه علی بن موسی الرضا را به دوش گرفت و تا شهر پیاده آمد. علی بن موسی الرضا به محض ورود به نیشابور در محله قز و کوچه بلاس آباد نزول کرد.
شیعیان احادیث زیادی را منتسب به وی می‌دانند که یکی از مشهورترین آن‌ها حدیثی قدسی به نام سلسلة الذهب است. این حدیث هنگام وداع علی بن موسی با مردم شهر نیشابور انشاء شده و به نقل مجلسی در "بحارالانوار"، چهار هزار قلمدان آماده نوشتن کلمات علی بن موسی بوده‌اند. به‌گفتهٔ میلانی، پررنگ‌ترین واقعه در طول سفر علی بن موسی الرّضا، در ناحیه نیشابور و در استماع و استنساخ حدیثِ سِلسِلَةُ‌الذَّهَب رخ داده‌است. در اینکه این حدیث در هنگام ورود به نیشابور انشاء شده‌است و یا در هنگام خروج از نیشابور به سمت طوس گفته شده‌است، اختلاف است. متن روایت به شرح ذیل است:«حَدَّثَنِی أَبِی الْعَبْدُ الصَّالِحُ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی الْبَاقِرُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ باقر علوم الأنبیاء قَالَ حَدَّثَنِی أَبِیَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ سَیِّدُ الْعَابِدِین قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ الْحُسَیْنُ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام، قَالَ سَمِعْتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله و سلم یَقُولُ سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ یَقُولُ قال الله جل جلاله: إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا، فَاعْبُدُونِی مَنْ جَاءَ مِنْکُمْ بِشَهَادَهِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ بِالْإِخْلَاصِ دَخَلَ فِی حِصْنِی وَ مَنْ دَخَلَ فی حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»
علی بن موسی الرضا برای اقامت چند روزه در نیشابور، در محلهٔ غربی — ناحیه‌ای معروف به لاشاباد — به منزل خدیجه دختر همدان وارد شد. خدیجه مادربزرگ ابوواسع محمد نیشابوری بود و پس از سکونت علی بن موسی الرضا در منزل او، به پسندیده معروف شد چرا که علی بن موسی الرضا منزل او را برای اقامت پسندید و برگزید. شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا آورده‌است، در گوشه‌ای از خانه با دست خود بادامی را کاشت و از برکت دست وی، در ظرف یکسال درختچه‌ای شد و بار داد و مردم از بادام‌های این درخت برای شفای بیماران خود استفاده می‌نموده و شفا می‌یافتند. به گزارش ابو واسع، سرانجام این درخت سال‌ها بعد خشک شد و همو برای قطع کنندگان این درخت، عذاب و سختی‌های متعددی گزارش می‌کند. علی بن موسی الرضا در اقامت چند روزه‌اش در نیشابور، یک مسجد، حمام و قنات دایر کرد. به گزارش شیخ صدوق محل احداث این حمام در محله فرد نیشابور بود که در دوره حیات شیخ صدوق، به حمام رضا علیه السلام مشهور بود. در این حمام یک چشمه بود که علی بن موسی الرضا در این چشمه غسل کرده بود و مردم نیز به همین جهت آب آن چشمه را متبرک شده می‌دانستند.
بعد از سناباد و قبل از روستای نوغان، قبر هارون کنار قصر حمید بن قحطبه طائی بود. در آنجا علی بن موسی وارد محلی شد که قبر هارون بود و خطی کنار قبر او کشید و گفت: اینجا تربت من است و در این مکان به خاک سپرده می‌شوم. خدا این مکان را محل رفت و آمد شیعیان و دوستانم قرار خواهد داد. پس از آن در ناحیه نماز خواند و به سمت مرو در حرکت شد. برخی منابع مدعی هستند، وقتی علی بن موسی به سرخس رسید، به دستور مأمون و به جرم ادعای الوهیت، تحت نظر قرار گرفته و به نوعی زندانی شد. عرفان‌منش احتمال می‌دهد که ادعای الوهیت، به جهت به کار بستن عبارت «بشرطها و شروطها و انا من شروطها» در پس حدیث سلسلة الذهب از جانب علی بن موسی الرضا است. در این خصوص بین علی بن موسی الرضا در حبس و عبدالسلام گفتگوهایی صورت گرفته‌است که موید این احتمال است. گویا علی بن موسی الرضا در حبس ماند تا دستوری از مرو برای ادامه حرکت او به سمت مرو برسد. برخی معتقدند این حبس، بعد از ولایتعهدی و در سال ۲۰۲ هجری در حالی که علی بن موسی در مسیر بازگشت به طوس بوده رخ داده‌است.
علی بن موسی الرضا به سفر خود ادامه داد تا به مرو رسید. در آنجا از او استقبال باشکوهی به عمل آمد. سپس مأمون با توجه به هدف اولیه خود در زمینه دعوت علی بن موسی به مرو، ابتدا پیشنهاد خلافت را به او داد و وی این پیشنهاد را نپذیرفت. در ادامه با پافشاری و سخت‌گیری مأمون هم این کار به نتیجه نرسید. چنین خلافتی جامه‌ای بود دوخته شده برای مأمون و امثال او و اگر علی بن موسی الرضا چنین خلافتی را می‌پذیرفت، می‌بایست آن را ویران می‌کرد و از داخل می‌ساخت و چنین کاری در آن شرایط امکان‌پذیر نبود. علاوه بر این مأمون در پیشنهاد خود صادق نبود بلکه او و حزبش نقشه‌ای را طرح‌ریزی می‌کردند تا پس از کسب مشروعیت برای خود از طریق علی بن موسی، او را از بین ببرند همچنان که همین توطئه را در ارتباط با ولایتعهدی علی بن موسی الرضا عملی ساختند. صدوق محدث شیعه در عیون اخبارالرضا نقل می‌کند: زمانی که مأمون پیشنهاد خلافت را به علی بن موسی الرضا داد و به او گفت قصد دارم خلافت را از خودم عزل کنم؛ علی بن موسی الرضا به او می‌گوید: اگر این خلافت ازآن توست و خدا آن را برای تو قرار داده پس جایز نیست که لباس و خلعتی را که خدا به قامت تو پوشانیده از تن بیرون کنی و به غیر خود بپوشانی و به دیگری واگذار کنی و اگر این مقام از آن تو نیست پس حق اینکه چیزی را که از تو نیست به من واگذاری، نداری. بعد از پافشاری و عدم قبول خلافت توسط علی بن موسی الرضا، مأمون پیشنهاد ولایتعهدی را به او داد. قندوزی یکی از دانشمندان اهل سنت در ینابیع الموده گزارش کرده‌است: بعد از اصرار زیاد مأمون برای پیشنهاد ولایتعهدی، علی بن موسی الرضا با گریه و ناراحتی و با گذاشتن شرط برای مأمون آن را پذیرفت. بعد از گذشت دو ماه از حضور در مرو که علی بن موسی الرضا همچنان از موضع منفی با مأمون سخن می‌گفت. نه پیشنهاد خلافت و نه پیشنهاد ولایتعهدی هیچ‌کدام را نمی‌پذیرفت. بالاخره مأمون با تهدیدهای مکرری به قصد جانش برخاست که در این زمان ولایتعهدی را پذیرفت و گفت: می‌خواهم کاری کنم که مردم نگویند علی بن موسی به دنیا چسبیده بلکه این دنیاست که از پی او روان شده.
مأمون با هدف تضعیف موقعیت علی بن موسی الرضا اقدام به برگزاری جلسات مناظره و مباحثه با پیروان سایر ادیان و مذاهب در زمینه مسائل کلامی و اعتقادی می‌کرد اما نتیجه این مناظره‌ها همواره به نفع علی بن موسی و شیعیان پایان می‌یافت. این جلسات بین ۴ گروه از طبقات اندیشمند جامعه برگزار می‌شد: گروه مسلمانان نسل جدید که با فتوحات اسلامی به جامعه اضافه می‌شدند- گروه مسلمانان و ادیان قدیمی- گروه گرایش‌های منحرف شده از دین- گروه صاحبان افکار و اندیشه‌های وارد شده از خارج. هدف مأمون از برگزاری این مجالس، مهار موج اندیشه‌های موجود در جامعه و همچنین سرگرم کردن علی بن موسی الرضا که نتواند در مسائل حکومت وارد شده و نزد مردم محبوبیت پیدا کند. اگر علی بن موسی الرضا در مناظرات شکست می‌خورد و خود را کنار می‌کشید این خود خط بطلانی بر دعوی شیعه به امامت وی بود و اگر هم مخالفان شکست می‌خوردند برای مأمون و حکومتش افتخار بود که ولیعهد انتخاب شده می‌تواند مخالفان را شکست دهد. تشکیل کلاس‌های درس در منزل و مسجد مرو و نیز استفاده از هر فرصتی در تبیین مبانی شیعه نمونه‌ای دیگر از فعالیت‌های علمی و فرهنگی علی بن موسی الرضا می‌باشد. این امر فرصتی مناسب بود تا بتوانند ضروری‌ترین اصول اعتقادی اسلام و تشیع را در مرو تبیین نمایند تا در عصری که مستعد گسترش شبهات بود، از گسترش آن جلوگیری شود. گذشته از مناظره‌ها، احادیث و روایات زیادی از علی بن موسی در زمینه‌های مختلف علوم و معارف اسلامی و شیعی چون فقه، اصول عقاید، اخلاق و … بجا مانده‌است.
کتاب سبز راننده سیاهپوست () معروف به گرین بوک، کتاب راهنمایی بود که سالانه برای مسافران جاده‌ای آمریکایی سیاهپوست چاپ می‌شد و به آن‌ها کمک می‌کرد در دوران قوانین جیم کرو از تبعیض در امان بمانند. ویکتور هوگو گرین، یک پستچی اهل نیویورک، این کتاب را پایه‌گذاری کرد و آن را از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۶۶، در دوان قوانین جیم کرو، چاپ می‌کرد. در این دوران تبعیض قانونی و آشکار به‌طور گسترده علیه غیر سفیدپوستان به‌خصوص افراد آفریقایی آمریکایی اعمال می‌شد. اگرچه تبعیض نژادی فراگیر و فقر مانع مالکیت خودروی شخصی توسط سیاهپوستان می‌شد، طبقه متوسط نوظهور سیاهپوست در اولین فرصت ممکن خودرو می‌خریدند. این افراد با دردسرها و خطرات گوناگونی در جاده رو به رو می‌شدند؛ از منع دریافت غذا و محل سکونت تا بازداشت بی‌اساس. به همین دلیل گرین این راهنما را نوشت تا خدمات و مکان‌هایی را معرفی کند که با سیاهپوستان نسبتاً دوستانه برخورد می‌کردند. گرین در نهایت پوشش راهنمای خود را از منطقه نیویورک به بیشتر آمریکای شمالی گسترش داد و آژانس مسافرتی خودش را تأسیس کرد.
در سال ۱۹۹۰ او آخرین فیلم انیمیشن سایوز مولتفیلم خود را برای انیمیشن به نام گرگ خاکستری و شنل قرمزی کارگردانی کرد یک انیمیشن خمیری موزیکال که روزهای پایانی اتحادیه شوروی را هجو می‌کرد. این انیمیشن تعداد جایزه برد از جمله جایزه گرند پریکس برای بهترین فیلم کوتاه سال ۱۹۹۱ از جشنواره بین‌المللی انیمیشن انسی و همچنین جایزه نیکا برای بهترین انیمیشن در سال ۱۹۹۲. بعد از آن باردین استودیو انیمیشن Stayer را راه اندازی کرد و به ساخت انیمیشن‌های خمیری و استاپ موشن و همچنین ساخت تبلیغات تلویزیونی ادامه داد. بعد از شش سال تولید او سرانجام انیمیشن موزیکال جوجه اردک زشت را در سال ۲۰۱۰ ارایه داد که برداشتی از داستان هانس کریستیان اندرسن بود و همچنین تأثیر زیادی که از "مزرعه حیوانات" جورج اورول گرفته بود. انتقادات متفاوتی از منتقدین دریافت کرد و در فروش شکست خورد و طبق گفته باردین کانال تلویزیون روسیه از نمایش آن خودداری کرد. در همان زمان جوایز مختلفی از جمله جایزه نیکا ۲۰۱۱ را کسب کرد.
وقایع این رمان در جزیره جربه، یکی از جزایر تونس اتفاق می‌افتد. داستان این جزیره در نوع خود جالب است. در گذشته‌های دور برخی از یهودیان پس از به پادشاهی رسیدن نبوکدنصریکم -پادشاه بابل و فرمانده لشکرهای آن- به دلیل هرج و مرج‌های به وجود آمده از شرق کشور به این جزیره نقل مکان کردند. آنها پس از مدتی که در این جزیره دلربا اقامت گزیدند، معروف‌ترین کنیسه خود را که قدیمی‌ترین کنیسه در آفریقا است تأسیس کردند. همچنین معابد و زیارتگاه‌های زیادی را در مجاورت مساجد بنا کردند. تعداد کنونی یهودیان در جزیره جربه از دو هزار نفر تجاوز نمی‌کند، با دانستن اینکه آنها فرزندان نخستین مهاجران هستند که با مردم سرزمین مخلوط شده‌اند و از ساکنان این کشور شده‌اند، زنده ماندن آنها بر دین پدرانشان (یهودیت) نشان می‌دهد که اسلام یک دین خونین و خصمانه نیست، در غیر این صورت این گروه از یهودیان تاکنون یا نابود شده یا از کشور اخراج شده بودند.
این رمان حول داستان واقعی دختری یهودی به نام «ندی» می‌گردد که به همراه خانواده یهودی خود در تونس زندگی می‌کند. همان‌طور که این رمان جزئیات کامل زندگی «ندی» و زندگی «ریما» را به تصویر می‌کشد، نشان می‌دهد که سرنوشت چگونه آن دو را به یک مسیر می‌کشاند تا با هم دیدار کنند. ریما، دختری است که کمتر از ۱۵ سال سن دارد و پس از مرگ مادرش، توسط یک یهودی بزرگ می‌شود، تا آنجا که این فرد یهودی متوجه می‌شود که دختر خودش به خاطر ریما به پوشیدن حجاب اسلامی علاقه‌مند شده‌است و این موضوع را تهدیدی برای دختر خود دانسته و عذر ریما را می‌خواهد. ریما پس از اخراج از منزل پدرخوانده یهودی‌اش، از تونس به لبنان می‌آید که در آنجا با ندی آشنا شده و به عنوان خدمتکار در منزل او مشغول می‌شود. وقایع این رمان ادامه می‌یابد تا اینکه در یک شامگاه، یک جوان نقاب‌دار در خانه ندی را می‌کوبد تا برای معالجه دوست خود احمد که در درگیری‌های بین مقاومت و اسرائیل مجروح شده، کمک بگیرد. احمد از نیروهای مقاومت لبنان است که در برابر رژیم اشغال‌گر صهیونیستی می‌جنگد. احمد که زخمی شده بود و به خانه ندی پناه آورده بود، توسط ندی مورد مراقبت قرار می‌گیرد. در نتیجه احمد به ندی علاقه‌مند می‌شود و از اختلافات مذهبی و فرقه‌ای چشم پوشی می‌کند.
فایل‌های اجراپذیر را می‌توانند به صورت دستی به زبان ماشین نوشته شده باشند؛ اگرچه بسیار آسان‌تر است که یک برنامه را به شکل کد منبع در یک زبان برنامه‌نویسی سطح بالا نوشت که درک آن برای انسان آسان‌تر است. در برخی موارد نیز ممکن است کد منبع به زبان اسمبلی نوشته شود به شکلی که توسط انسان قابل خواندن باشد و همزمان با دستورالعمل‌های کد ماشین ارتباط نزدیکی داشته باشد. یک زبان برنامه‌نویسی سطح بالا توسط یک کامپایلر با به کد ماشین اجراپذیر و یا به نوعی آبجکت فایلِ حاوی کد ماشین اجراناپذیر (غیر اجراپذیر) تبدیل می‌شود؛ به فرایند معادل آن بر روی کد منبع زبان اسمبلی، اسمبلی (مونتاژ) گفته می‌شود. چندین آبجکت فایل به یکدیگر می‌پیوندند تا یک اجراپذیر ساخته شود. آبجکت فایل‌ها -- چه اجراپذیر باشند یا نباشند -- معمولاً در یک مانند فرمت اجرایی و مرتبط (ELF) قرار دارند. آنگاه این ساختارها هستند که مولد کد ماشین هستند؛ به عنوان مثال، آن را به بخش‌هایی مانند (کد اجراپذیر)، داده (متغیرهای ایستا) و (ثابت‌های ایستا) تقسیم می‌کند.
نانسی گودمن برینکر (؛ زادهٔ ) یک سیاست‌مدار و از فعالان حوزهٔ سرطان پستان اهل ایالات متحده آمریکا است. او بنیان‌گذار «صندوق میثاق» و «بنیاد درمانی سوزان اس. کومن» است که به نامِ تنها خواهرش «سوزان» نامگذاری شده‌است که در سال ۱۹۸۰ در سن ۳۶ سالگی در اثر سرطان پستان درگذشت. برینکر همچنین از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ میلادی سفیر ایالات متحده آمریکا در مجارستان، و تا پایان ریاست جمهوری جرج دابلیو بوش، رئیس تشریفات ایالات متحده آمریکا بود. او خودش زنده‌ماندهٔ سرطان پستان است و از تجربیات‌اش برای ارتقای آگاهی عموم دربارهٔ این بیماری استفاده می‌کند. وی سخنرانی‌های عمومی متعددی دربارهٔ حقوق بیماران و پیشرفت‌های علم پزشکی در پژوهش و درمان سرطان پستان انجام می‌دهد. وی سفیر حسن نیت سازمان جهانی بهداشت در زمینهٔ کنترل سرطان پستان و همچنین نویسندهٔ کتاب پُرفروشی از نیویورک تایمز است به‌نام «"به من قول بده - چگونه عشقِ یک خواهر، حرکتی جهانی را برای پایان‌دادن به سرطان پستان آغاز نمود"» که در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰ انتشار یافت.
در بسیاری از کشورها قانون ملزم می‌کند که تایرهای مناسب برای یک خودرو با توجه به شناسهٔ درجه‌بندی سرعت آن‌ها و بر پایهٔ حداکثر سرعت آن خودرو تعیین و نصب شوند (به استثناء تایرهای زاپاس برای استفادهٔ موقت). در برخی بخش‌های اتحادیه اروپا، استفاده از تایرهایی که با حداکثر سرعت یک خودرو یا موتورسیکلت تناسب نداشته‌باشند، غیرقانونی است. در این میان تنها استثناء تایرهای M+S هستند که در صورت استفاده از آن‌ها، باید یک برچسب هشدار شامل حداکثر سرعت مجاز در داخل خودرو و در دیدرس کامل راننده نصب شود. بعضی از تولیدکنندگان، در صورتی که خریدار سفارش تایرهایی با درجه‌بندی پایین‌تر از حداکثر سرعت خودرو را برای خودرو داده‌باشد، یک دستگاه گاورنر سرعت را بر روی خودرو نصب می‌کنند. در بعضی کشورهای اتحادیه اروپا مانند آلمان، استفاده از تایرهایی با درجه‌بندی سرعت پایین‌تر به این شرط مجاز است که تولیدکنندهٔ خودرو تایرهایی با درجه‌بندی سرعت بسیار بالایی را در اسناد ثبتی مشخص کرده‌باشد و خودرو نیز با توجه به قدرت ناکافی، نتواند به این سرعت دست یابد. در این صورت محاسبهٔ درجه‌بندی مناسب سرعت برای تایر با استفاده از یک فرمول مشخص امکان‌پذیر است.
قسمتی از این رمان: نام من مرام است، در بیستمین سال زندگی‌ام هستم، دانشجوی دانشکده پزشکی… من دو سال است که وارد دنیای کالج شدم، خیلی چیزها در زندگی من تغییر کرده، شما بزرگ شده‌اید؟ شاید! اما من مطمئن هستم که بلوغ فکری با سن رابطه خیلی نزدیکی ندارد… شاید تحولاتی در زندگی من به وجود آمده‌است که باعث می‌شود تفاوت را احساس کنم. بله، محیط تغییر کرده، دوستان و آشنایان تغییر کرده‌اند، بعضی از دوستانم را گم کرده‌ام و دوست‌های جدیدی نیز پیدا کرده‌ام… زندگی متوقف نمی‌شود و ادامه می‌یابد… اما همه اینها دلیل این نیستند که من خاطرات خود را می‌نویسم! هر جزئی از زندگی مهم است و برای من ارزش ویژه‌ای دارد، زیرا می‌بینم که هر فردی ذاتاً متمایز است، زیرا خداوند متعال او را متفاوت از سایر انسانها خلق کرده‌است، بنابراین هر فردی استثنایی است و فقط یک بار می‌تواند وجود داشته باشد و این تجربه منحصر به فرد است… به نظر می‌رسد که وارد حرفهای فلسفی شدیم و از موضوع دور شدیم. برگردیم سر موضوع… هوم، چه چیزی باعث شد که خاطراتم را بنویسم؟ بله…
داستان حول محور «ریما» دختر مسلمان اهل تونس می‌گردد، که پدر و مادرش را از دست می‌دهد. آخرین سخنان مادرش خطاب به همسایه یهودی‌شان «یعقوب» مبنی بر این است که ریما را به عنوان یک مسلمان بزرگ کند. یعقوب سرپرستی ریما را قبول می‌کند و ریما که یک دختر نوجوان است رشد کرده و در دوران جوانی شروع به پوشیدن حجاب می‌کند. همسر یعقوب «تانیا» که نمی‌تواند با حجاب ریما کنار بیاید و می‌بیند که فرزندان یهودی‌اش هم به خاطر ریما به حجاب علاقه پیدا کرده‌اند، او را تهدیدی برای فرزندان خود می‌پندارد و از یعقوب می‌خواهد که بین ریما و خانواده خودش یکی را انتخاب کند. در نتیجه ریما را به منزل خواهرش «راشل» در لبنان می‌فرستد. در آنجا شوهر «راشل» با او بدرفتاری می‌کند و او مجبور به جابجایی می‌شود. پس از آن با ندی آشنا می‌شود و یکی از عوامل اسلام آوردن او می‌شود…. داستانی در مورد بشریت، مذاهب و عشق.
قسمتی از متن کتاب: همه چیز جالب و هیجان انگیز بود تا آن لحظه که تصمیم گرفتم در مسیر ناامید کننده خود تغییری ایجاد کنم و چیز فوق‌العاده‌ای بسازم که مرا از جهنم پوچی رهایی دهد. به دنبال آن در یک شب پاییزی، وقتی که پا به قایقی که در لب ساحل توقف کرده بود گذاشتم، ماه روشنایی‌اش را از من دریغ کرد و زندگی من به دنباله‌ای از بداهه‌هایی از موارد استثنایی تبدیل شد. از آن پس ماجراهای مختلفی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتم و بارها زندگی خود را به خطر انداختم. با غرق شدن به مرزهای مرگ نزدیک شدم و خودم را از عدالت محروم ساختم، حتی تقریباً به عالم اموات فرورفتم. خودم را بارها و بارها، امیدوار برای بازگشت به زندگی یکنواخت بدون هیجان خود یافتم. می‌ترسیدم که در گوشه‌ای فراموش شده و تنها و بی‌خانمان بمیرم. می‌ترسیدم که نکند زندگی عادی‌ام را به خاطر هیچ و پوچ نابود کرده‌ام!
باغ خواجه روستایی در بخش درح از توابع شهرستان سربیشه واقع در استان خراسان جنوبی می‌باشد. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۸ نفر (۲۷خانوار) بوده‌است. فاصله ارتباطی روستا تا درح: ۱۷ کیلومتر، تا سربیشه: ۱۰۰ کیلومتر و تا مرکز استان (بیرجند) ۱۶۵ کیلومتر است، روستای باغ خواجه به دلیل مهاجرت زیاد نسل جوان، به دلیل نبودامکانات و مشکلات زندگی از جمله فراهم نبودن محیط کسب و کار، به مثل بسیاری از روستاها و آبادی‌ها در حال خاموشی کامل است، تا حدی که در چند سال اخیر شاهد رشد منفی جمعیت هستیم، هر چند در ایام تعطیل (محرم، نوروز و …) با برگشت مهاجرین به روستا بر جمعیت روستا افزوده شده و شور و حال خاصی حکم فرما می‌شود. روستای مذکور از لحاظ آب و هوا دارای آب و هوای گرم و خشک است که از اوایل خرداد تا پایان شهریور ماه بادهای ۱۲۰ روزه در حال وزیدن می‌باشد.
ثریا در قریه کمری ولسوالی بگرامی کابل تولد گردید. موصوفه در سال ۱۹۶۲ از لیسه عالی زرغونه فارغ‌التحصیل گردید. وی تا سطح ماستری تحصیل کرده بود. او سند تحصیلی خود را تا مقطع لیسانس از دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل و سند ماستری‌اش را از کشور اوکراین به دست آورده بود. در سال ۱۳۵۷ زمانی که رئیس سازمان دموکراتیک زنان افغانستان بود، برای ۱۸ ماه در زندان پلچرخی زندانی بود و براساس گزارش‌ها مورد شکنجه قرار گرفت. بعد از اینکه آزاد شد دوباره به عنوان رئیس سازمان دموکراتیک زنان گماشته شد. ثریا پرلیکا در سال ۱۳۶۲ به عنوان رئیس سازمان هلال احمر افغانستان منصوب شد و تا زمان سقوط حکومت چپ‌گرای افغانستان در سال ۱۳۷۱ در این سمت باقی ماند. در سال ۲۰۰۳ میلادی اتحادیه سراسری زنان افغان را تأسیس کرد. او همچنین عضو لویه جرگه تدوین قانون اساسی افغانستان بود. در زمان تدوین قانون اساسی جدید افغانستان تلاش کرد که حقوق مساوی برای مردان و زنان در این قانون در نظر گرفته شود.
سوده مورتی فعالیت حرفه ای خود را به عنوان یک دانشمند کامپیوتر و مهندس آغاز کرد. او رئیس بنیاد اینفوسیس و عضو ابتکارات مراقبت‌های بهداشتی بنیاد گیتس (قدرتمندترین بنیاد خیریه خانوادگی جهان) است. وی چندین یتیم خانه را تأسیس کرده‌است، در تلاش‌های توسعه روستایی شرکت کرده‌است، از این جنبش پشتیبانی کرده تا کلیه مدارس دولتی کارناتاکا دارای رایانه و کتابخانه باشد و «کتابخانه کلاسیک مورتی هند» را در دانشگاه هاروارد (دانشگاه خصوصی واقع در ماساچوست آمریکا) تأسیس کرد. مورتی در یک اقدام جسورانه برای معرفی رایانه و کتابخانه به مدارس هند معلم رایانه شد. وی «جایزه بهترین معلم» را در سال ۱۹۹۵ از Rotary Club در بنگلور دریافت کرد. مورتی بیشتر به خاطر کارهای اجتماعی و سهم خود در ادبیات به زبان کانادایی و انگلیسی شناخته شده‌است. "Dollar Sose" (انگلیسی: "Dollar Daughter-" "In" "-Law")، رمانی که در ابتدا توسط او در کانادا تألیف شده و بعداً با عنوان "Dollar Bahu" به انگلیسی ترجمه شده‌است "،" در سال ۲۰۰۱ به عنوان یک سریال نمایشی تلویزیونی توسط Zee TV اقتباس شد. سوده مورتی همچنین در فیلم مراتی Pitruroon و فیلم کانادایی Prarthana بازی کرده‌است. او همچنین در فصل ۱۱ بازی Kaun Banega Crorepati حضور یافته‌است و در قسمت آخر هفته Karamveer حضور دارد.
در مصاحبه با مجله Filmfare، خانم مورتی گفت: "من ۵۰۰ دی وی دی دارم که در سینمای خانگی تماشا می‌کنم. من یک فیلم را در کل می‌بینم - جهت آن، ویرایش … همه جنبه‌ها. مردم من را به عنوان یک مددکار اجتماعی می‌شناسند، به عنوان یک نویسنده … اما هیچ کس من را به عنوان یک فیلم بزرگ سینمایی نمی‌شناسد. به همین دلیل خوشحالم که این مصاحبه را با Filmfare انجام دادم. " این سینوس که حتی در ۳۶۵ روز به اندازه تماشای ۳۶۵ فیلم رفته بود، گفت: "من واقعاً می‌توانستم روزنامه نگار فیلم باشم. من هرگز از فیلم بی حوصله نمی‌شوم! " در مراسم نصب روسای سازمان بانوان Ficci (FLO)، مورتی گفت توصیه ای را که وی هنگام ترک کار از JRDTata انجام داد برای کمک به همسرش Narayana Murthy برای راه اندازی شرکت Infosys که زندگی وی را تغییر داده‌است، دریافت کرد. به او گفت که بخاطر داشته باشد که هیچ‌کس مالک پول نبود. "شما فقط متولی پول هستید و همیشه دستان شما را تغییر می‌دهد. هنگامی که موفق هستید، آن را به جامعه برگردانید که به شما آرزو کرده‌است ".
در اجرای اصلی در برادوی ستاره‌هایی نظیر مورین استیپلتون، فیلیس لاو و ایلای والاک در نقش‌های اصلی بازی کردند. سایر بازیگران اجرای ۱۹۵۱ برادوی مارتین بالسام و ویوین نیتن بودند. نمایش از سوم فوریه ۱۹۵۱ در تئاتر مارتین بک (که اکنون با نام تئاتر ال هیرشفلد شناخته می‌شود) به روی صحنه رفت و پس از ۳۰۶ اجرا، در ۲۷ اکتبر ۱۹۵۱، به پایان رسید. سایر عوامل این نمایش عبارت بودند از: شریل کرافورد (تهیه‌کننده)، تنسی ویلیامز (نویسنده)، دیوید دیاموند (سازندهٔ موسیقی متن)، دنیل مان (کارگردان)، بوریس آرونسون (طراح صحنه، رز بوگادنوف (طراح لباس، چارلز السون (طراح نور)، جان یورک (مدیر اجرایی)، رالف د لاونی (مدیر صحنه)، نتی دروژینسکی (رهبر ارکستر و نوازنده چنگ)، مایکل دانزی، جک لینکس و فرانک کوتاک (سایر نوازندگان)، بیا لاورن (دستیار تولید)، و وولف کافمن (روابط عمومی). در ۵ ژوئیه ۱۹۵۳، نسخهٔ رادیویی اجرای ۱۹۵۱، با صداپیشگی بازیگران اصلی، در برنامه "بهترین‌های تئاتر" پخش شد. فایل صوتی این اجرا در بایگانی‌ها و مجموعه‌های خصوصی موجود است.
در ۱۲ مه ۱۹۵۷، اولین جشنوارهٔ تئاتر بین‌المللی دوبلین، با نمایش "خالکوبی گل سرخ" افتتاح شد. تهیه‌کنندگان این نمایش، کرولین سویفت و آلن سیمپسون زن و شوهری بودند که تئاتری کوچک به نام پایک را اداره می‌کردند. پایک در محافل هنری و روشنفکری دوبلین ارج و قربی داشت. در اجرای دوبلین "خالکوبی گل سرخ"، نقش سرافینا را آنا ماناهان بازی می‌کرد و طراحی صحنه، بر عهدهٔ طراح ایرلندی، رجینال گری، بود. نمایش مورد تحسین منتقدان واقع شد اما پس از چند شب اجرا توقیف شد. ماجرا از این قرار بود که در صحنه‌ای از نمایشنامهٔ ویلیامز بنا بود یک کاندوم از جیب یکی از بازیگران به زمین بیفتد. اما کاندوم در آن زمان در ایرلند غیرقانونی بود، به همین دلیل یک تکه کاغذ جایگزین آن شد. اما این ترفند هم کارساز نیفتاد و پلیس ایرلند آلن سیمپسون را به دلیل آنچه تولید «یک اثر بی‌شرمانه» نامیدند دستگیر کرد.توقیف "خالکوبی گل سرخ" به اعتراضات روشنفکری گسترده‌ای منجر شد که از مرزهای ایرلند فراتر رفت. رهبری این اعتراضات را نمایشنامه‌نویسانی چون ساموئل بکت، شان اوکیسی و برندان بهان بر عهده داشتند. آلن سیمپسون آزاد شد و دادگاه پس از یک سال بررسی در نهایت رأی به بی‌گناهی او داد، اما یک سال کش و قوس در دستگاه قضایی به قیمت از رونق افتادن تئاتر پایک و مشکلاتی در زندگی زناشویی سویفت و سیمپسون تمام شد. قاضی پرونده، اوفلین، حکم داد: «استنباط من این است که [پلیس] با دستگیری متهم، به هدف خود که تعطیلی نمایش بوده دست یافته‌است.» یکی از نتایج این پرونده این بود که هر اتهامی که از سوی هر گروهی متوجه یک اثر نمایشی شود، باید ابتدا در دادگاه به اثبات برسد و تنها با رای دادگاه نمایش توقیف می‌شود.
دُشچِشایی یا دُشمَزی یا دیسگِوزیا ، همچنین شناخته می‌شود به پاراچِشایی یا پارامَزی یا پاراگِوزیا ، یک کژدیسی یا واپیچیِ حس چشایی است. همچنین دشمزه‌ای (دشچشایی) بیشتر با اَمزه‌ای (ناچشایی)، که از دست دادن کامل حس چشایی است، و فرومزه‌ای (فروچشایی)، که یک کاهش در احساس چشایی است، پیوند دارد. یک دگرگونی در مزه و بو شاید یک فرایند دوم در وضعیت‌های گوناگون بیماری باشد یا شاید نشان‌های آغازین آن باشد. کژدیسی در حس چشایی تنها نشانه آن است، و تشخیص آن معمولاً پیچیده‌است زیرا حس چشایی با دیگر سامانه‌های حسی گره خورده‌است. علل شایع ابتلا به دُشمزی شامل شیمی‌درمانی، درمان آسم با آلبوترول و کمبود روی است. بیماری کبد، کم‌کاری تیرویید (فروتیروئیدی) و به‌ندرت برخی از انواع تشنج نیز می‌تواند منجر به دُشچشایی شوند. داروهای گوناگون همچنین می‌توانند مسئول دگرگونی مزه (چشایی) و باعث دیسگوزیا باشند. با توجه به گونه‌گونی دلایل دچار به دشمزه‌ای، بسیاری درمان‌های شدنی هست که در کاهش یا پایان نشان‌های دشچشایی اثرگذار اند. این‌ها شامل بزاق مصنوعی، پلیکارپین، مکمل روی، تغییرهایی در دارو درمانی و آلفا لیپوئیک اسید اند.
در "مانیفست کمونیست" سال ۱۸۴۸، کارل مارکس و فردریش انگلس گرایش‌های بحرانی سرمایه‌داری را از نظر «تخریب اجباری جمعی از نیروهای تولیدی» توصیف کردند: جامعه بورژوازی مدرن، با روابط تولید، مبادله و دارایی، جامعه ای که چنین ابزار غول‌های تولید و مبادله ای را به وجود آورده‌است، مانند جادوگری است که دیگر قادر به کنترل قدرتهای جهان خنثی نیست که او توسط جادوهاش فراخوانده شده‌است . . . کافی است به بحران‌های تجاری اشاره کنیم که با بازگشت دوره ای آنها، کل جامعه بورژوایی را محاکمه می‌کنند، هر بار تهدیدآمیز تر. در این بحران‌ها، "بخش اعظم نه تنها تولید موجود، بلکه نیروهای تولیدی قبلاً ایجاد شده نیز بطور دوره ای از بین می‌روند". در این بحرانها، همه‌گیری رخ می‌دهد که در تمام دوران پیشین، پوچ به نظر می‌رسید - همه‌گیری تولید بیش از حد. ناگهان جامعه خود را در وضعیتی از بربریت لحظه ای قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد که قحطی و ویرانی جنگ جهانی عرضه همه وسایل معیشت را قطع کرده‌است. به نظر می‌رسد صنعت و تجارت از بین رفته‌اند؛ و چرا؟ از آنجا که تمدن بیش از حد وجود دارد، ابزارهای معیشت، صنعت و تجارت نیز بیش از حد وجود دارد. نیروهای تولیدی که در اختیار جامعه است دیگر تمایلی به پیشرفت شرایط مالکیت بورژوازی ندارند. در عوض، آنها برای این شرایط بسیار قدرتمند شده‌اند. . . . و چگونه بورژوازی با این بحران‌ها کنار می‌آید؟ از یک طرف با "تخریب اجباری جمعی از نیروهای تولیدی"؛ از سوی دیگر، با فتح بازارهای جدید و بهره‌برداری کامل تر از بازارهای قدیمی؛ یعنی با هموار کردن راه برای بحران‌های گسترده‌تر و مخرب تر و با کم کردن وسایلی که از بروز بحران‌ها جلوگیری می‌شود.
NV-5138 یک مولکول کوچک دارویی است که توسط شرکت «دارویی نَویتور» برای درمان اختلال افسردگی عمده در حال ساخت است. این دارو، فعال‌کنندهٔ مستقیم و انتخابی مسیر پیام‌رسانی سلولی «mTORC1» است و این کار را از طریق اتصال به پروتئین سسترین ۲ که یک اسید آمینه تنظیمی دارای لوسین است، انجام می‌دهد. مسیر پیام‌رسانی سلولی «mTORC1»، همان مسیری است که داروی کتامین (یک آنتاگونیست NMDA) در قشر پیش‌پیشانی مغز جهت اثربخشی داروهای سریع‌الاثر ضدافسردگی فعال می‌کند. در مدل‌های حیوانی، مشاهده گردیده که یک تک‌دوز از این دارو می‌تواند مسیر پیام‌رسانی یادشده را فعال‌کند و موجب سیناپس‌زایی در قشر پیش‌پیشانی گردد. همچون کتامین، این دارو نیز برای تأثیر خود نیازمند فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) است. اثرات ضدافسردگی این دارو به مدت طولانی ماندگار است (تا ۷ روز) و اثری مشابه کتامین دارد. بر پایهٔ یافته‌های امیدبخش پیش‌بالینی، تلاش بر آن است تا از این دارو در کارآزمایی بالینی بر روی انسان استفاده شود و در نوامبر ۲۰۱۹ میلادی، فاز اول آن برای درمان اختلال افسردگی عمده تکمیل گردید و طی آن، اثربخشی، بی‌خطری، میزان تحمل، و فارماکوکینتیک آن بررسی گردید.
نقش زنان در فرانسه در طول تاریخ تغییر کرده‌است. در سال ۱۹۴۴، زنان فرانسوی حق رأی را بدست آوردند. مانند سایر کشورهای غربی، نقش زنان در دهه ۱۹۶۰) و ۱۹۷۰ دچار تحولات اجتماعی و حقوقی بسیاری شد. فمینیسم فرانسوی که ریشه در انقلاب فرانسه دارد، در قرن بیستم با توجه به ایدئولوژی انتزاعی، به ویژه از طریق نوشتارهای سیمون دوبووار، بسیار تأثیرگذار بوده‌است. علاوه بر این مقاله کارهای علمی پیرامون موضوعات تاریخ، آموزش، حقوق تولید مثل، خانواده، فمینیسم، خشونت خانگی، دین و هنر را در بر می‌گیرد. نقش سنتی زنان در جامعه فرانسه شامل وظایف خانگی مانند خانه داری، تهیه وعده های غذایی به شیوه مرسوم است که شامل تربیت کودک، برداشت محصول و مراقبت از حیوانات مزرعه می شود. با شروع انقلاب صنعتی در فرانسه، نقش زنان با تبدیل شدن آنها به خانه داران پاره وقت و کارگران کارخانه تغییر کرد. این به طور کلی شامل زنانی نمی شد که دارای وضعیت «بورژوازی» بودند، زیرا این زنان اغلب به حمایت مالی شوهران خود وابسته می شدند. چنین زنانی از طبقه بالا نیز تمایل داشتند که فرزندان خود را تا زمانی که از شیر گرفته شوند نزد پرستاران بفرستند. رشد بسیار آهسته جمعیت، به ویژه در مقایسه با آلمان، همچنان یک مسئله جدی در دهه 1920 بود. پروناتالیست ها خواهان نرخ ازدواج بالاتر و نرخ زاد و ولد بالاتر در میان فرانسوی ها بودند، اما آنها مهاجرت از اروپا را نیز تشویق می کردند. مبلغان به زنان گوشزد کردند که تحت تأثیر فمینیسم، مسئولیت های خانوادگی خود را کنار می گذارند. یکی از نقش‌های جدید آن‌ها ازدواج با مهاجران و تبدیل آنها به فرانسوی‌ها بود. برای محافظت از شغل پدران، حتی اگر مهاجر بودند، در دوران رکود بزرگ تغییرات بیشتر در وضعیت زنان در فرانسه در سال 1944 آشکار شد، چگونه؟ زمانی که زنان فرانسوی حق رای به دست آوردند. با این حال، تنها در دهه 1960 (به طور دقیق تر 1965) بود که آنها علاوه بر حق افتتاح حساب های بانکی شخصی، حق کار بدون کسب اجازه از شوهرانشان را به دست آوردند. در حال حاضر، برای ارائه موثر مراقبت های بهداشتی در کشور، طول عمر زنان به طور متوسط ​​80.9 سال است. به اصطلاح "کمک هزینه نوزاد" در دسترس زنان باردار و فرزندان تازه متولد شده آنها است. با این حال، در فرانسه امروزی، زنانی که به «سطح آموزش و پرورش مناسب» دست یافته‌اند، موقعیت‌های برجسته‌ای در زمینه‌های تجارت و صنعت مهندسی، به‌ویژه در پاریس، پایتخت فرانسه، کسب می‌کنند.
پس از دبیرستان، کلی یری با آرزوی تبدیل شدن به یک کتابدار کودک، وارد کالج کافی در آلتا لما، کالیفرنیا شد. پس از دو سال در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی پذیرفته شد، یعنی جایی که او مدرک کارشناسی هنر در زبان انگلیسی را کسب کرد (در سال 1938). او همچنین همسر آینده خود، کلارنس کلی یری را در همین برحه ملاقات کرد. کلی یرلی برای پرداخت شهریه کالج خود کارهای عجیبی انجام می‌داد، مثل درزگیری لباس یا خدمتکاری. در سال ۱۹۳۹، او از دانشکده کتابخانه و علوم اطلاعات در دانشگاه واشینگتن فارغ‌التحصیل و موفق به کسب مدرک کارشناسی ارشد علوم کتابخانه ای و با یک سال سابقه به عنوان کتابدار کودک در یاکیما، واشینگتن پذیرفته شد. والدین بورلی با رابطه او و کلی یری، که یک کاتولیک رومی بود، مخالفت کردند، بنابراین این زوج گریختند و در سال ۱۹۴۰ ازدواج کردند. پس از جنگ جهانی دوم، آنها در کارمل والی ویلج، کالیفرنیا در کنار دریا سکنی گزیدند.
هنگامی که این جریان شدید هوای سرد به سطح زمین می رسد، گل، خاک رس (گرد و غبار) را از سطح بیابان به بالا برده و دیواره ای از رسوب ایجاد را در جلوی طوفان ایجاد می‌کند. این دیواره گرد و غبار می تواند تا عرض و چند کیلومتر ارتفاع داشته‌باشد. حبوب‌های بسیار قوی می‌توانند با بادهای شدید ، اغلب با تا حرکت کنند، و ممکن است با زمان هشدار کم یا بدون زمان هشدار نزدیک شوند. غالباً باران در سطح زمین ظاهر نمی شود زیرا در هوای گرم و خشک تبخیر می شود (در اثر پدیده‌ای به نام میلابی). تبخیر هوای تند را خنک کرده و باعث تسریع جریان آن می شود. گاهی هنگامی که باران تدوام می یابد، مقدار زیادی گرد و غبار را با خود به همراه دارد. در موارد شدید "طوفان گل" بوجود می‌آورد. محافظت از سیستم چشم و تنفسی برای افراد بیرون از خانه، توصیه می شود. در طی هبوب‌های بسیار قوی رفتن پناهگاه توصیه می شود.
مازندران با در اختیار داشتن حدود ۴۰۰ کیلومتر ساحل دریای خزر، بیشترین خط ساحلی ارتباط‌گیری را با کشورهای حاشیه این دریا از طریق سه بندر را در اختیار دارد. این استان همچنین از طریق خط ریلی، امکان ارتباط‌گیری با اروپا را هم داراست. ۹۰۰ هزار هکتار از مساحت استان، زیر کشت برنج، پنبه، گندم، جو، دانه‌های روغنی، مرکبات و چای قرار دارد. حدود نیمی از محصول مرکبات و محصولات لبنی ایران از مازندران تأمین می‌شود. سیب، آلوی قطره‌طلا و گلابی از سایر میوه‌های استان هستند. تولید ۷۲ نوع محصول کشاورزی به میزان تولید بیش از هفت میلیون تن در سال و داشتن رتبه اول تا سوم در تولید دستکم ۱۵ نوع محصول کشاورزی مزیت و قابلیت دیگری است که مازندران را به پرظرفیت‌ترین نقطه کشور در ایجاد منطقه آزاد تبدیل کرده‌است. همچنین مازندران به عنوان یک منطقه دارای قابلیت طبیعی و تاریخی بیشترین جذب گردشگر در ایران را به خود اختصاص داده و از لحاظ صنعتی رتبه بالایی در بخش صنعت‌های دانش بنیان و اصلی دارد. مازندران از اصلی ترین مراکز یکجا نشینی و تاریخچه کهن ایران است. استان مازندران در سال ۱۳۴۲ شمسی و در بین ۱۲ استان کشور با ۸۸۳ واحد صنعتی و صنفی، ۱۶ هزار و ۵۰۴ نفر کارگر و حجم سرمایه‌گذاری ۴ میلیون و ۶۳۱ هزار و ۱۸۹ ریالی، پس از تهران پایتخت صنعتی‌ترین استان کشور بود. زغال‌سنگ، سرب، سنگ‌آهک، سنگ مرمریت، نمک‌آبی، پوکه معدنی فلورین، بوکسیت و سیلیس از ذخایر معدنی استان هستد. مازندران دارای دسترسی مناسب به پایانه های ورودی و خروجی کالا از کشورهای آسیای میانه، روسیه و قفقاز به سبب برخورداری از مزایای قانونی مرز مجاز گمرکی و وجود امکانات، تأسیسات و تجهیزات مناسب تخلیه، بارگیری و نگهداری کالاهای صادراتی، وارداتی و ترانزیتی است. مازندران همچنین دارای پایانه صادرات محصولات کشاورزی و صنعتی و دارای بخش های متعدد توریستی رفاهی در ایران است. در استان مازندران پرورش دام و انواع طیور هم به شکل سنتی و به هم به صورت صنعتی رواج دارد. مجاورت استان مازندران با دریای خزر و جریان رودخانه‌های متعدد در آن، زمینه مساعدی را برای پرورش، تکثیر و صید انواع ماهی و توسعه شیلات فراهم آورد است، به‌خصوص که در سال‌های اخیر مزارع پرورش ماهی فراوانی در استان مازندران تأسیس شده‌است. مازندران با نرخ سواد حدود ۹۰ درصد، باسوادترین استان ایران است و بیشترین ساحل را با ۳۳۸ کیلومتر در بخش جنوبی دریای خزر در اختیار دارد. دو سوم جنگل‌های هیرکانی با طبیعتی منحصر به فرد متعلق به مازندران است و دارای ۵۵۰ کیلومتر نوار کوهستانی است. قله دماوند بلندترین آتشفشان آسیا و خاورمیانه نیز در استان مازندران قراردارد.
این کلاهک‌های یخی در هر دوقطب بیشتر از آب یخ‌زده تشکیل شده‌است. دی‌اکسید کربن یخ‌زده در قطب شمال مریخ در مقایسه، لایه نازکتری به ضخامت ۱ متر است، حال آنکه در قطب جنوب ضخامتش به ۸ متر می‌رسد و دائمی (غیر فصلی) است. طول کلاهک‌های یخی در قطب شمال ۱۰۰۰ کیلومتر است و ۱٫۶ میلیون کیلومتر مکعب یخ دارد که اگر به‌طور یکنواخت در کلاهک پخش می‌شد، ضخامتی در حدود ۲ کیلومتر می‌یافت. (در مقام مقایسه، حجم یخ در یخسار گرینلند، ۲٫۸۵ میلیون کیلومتر مکعب است). کلاهک قطب جنوب طولی در حدود ۳۵۰ کیلومتر و ضخامتی در حدود ۳ کیلومتر دارد. حجم کلی یخ در کلاهک قطب جنوب به انضمام رسوب‌های لایه‌ای مجاور آن در حدود ۱٫۶ میلیون کیلومتر مکعب تخمین زده شده است. هر دو کلاهک قطبی دارای ناوه‌های مارپیچی هستند که بررسی‌های راداری ماهوارهٔ «SHARAD» که امواج نفوذکننده به یخ دارد، نشان داده‌است که این ناوه‌ها در اثر بادهای پایین‌رو تقریباً عمودی ایجاد می‌شود که در نتیجهٔ «اثر کوریولیس» حالت مارپیچی می‌یابند.
از سال ۱۹۸۳ مجلهٔ کونتاکتو به جای ۴ بار در سال، ۶ بار منتشر شد. با این حال در سال‌های ۱۹۸۰ تغییرات دیگری نیز درون این مجله به وجود آمد. با شروع انتشار مجلهٔ Monato که بیشتر موضوعات سیاسی را مورد بحث قرار می‌داد، مسئولین مجلهٔ کونتاکتو مجبور به تغییر جایگاه این مجله از یک نشریهٔ سیاسی-اجتماعی به یک نشریه با محوریت نوآموزان اسپرانتو شدند. مقالات مربوط به جنبش اسپرانتو نیز از این مجله تقریباً کنار گذاشته شده و این مقالات توسط مجلهٔ تازه تأسیس TEJO Tutmonde منتشر شدند. از آن زمان بخش بزرگی از مقالات مجلهٔ کونتاکتو را متونی تشکیل داد که برای خوانده شدن ساده بودند. این متون را آنا برنان Anna Brennan (با نام اصلی آنا لونشتاین Anna Löwenstein) ویرایش می‌کرد. او همچنین یک لیست از ریشه‌های کلمات پرکاربرد برای اسپرانتو ایجاد کرد. از سال ۱۹۸۳ نیز لیف نوردنستورم Leif Nordenstorm (از سوئد) آنا را در این امر یاری کرد. سپس از سال ۱۹۸۶ الی سال ۱۹۸۹ لیف نوردنستورم به صورت کامل مسئولیت مجله را به عهده گرفت.
پر اولو اینکویست اولین کتابش را با عنوان «چشم شیشه‌ای» در سال ۱۹۶۱ منتشر کرد و با همین رمان خیلی زود جهان داستان‌نویسی خود را شکل داد: رمان‌نویسی مستند یا تاریخی؛ ترکیبی از تجربیات زیسته و خاطره‌ها و اسناد و گفته‌های دیگران. در سال ۱۹۶۸، کتاب «استرداد بالت‌ها» را منتشر کرد که سوژه‌ای حساس و مناقشه‌انگیز را دستمایه قرار داده بود: اخراج گروهی از سربازان از سوئد در جریان جنگ جهانی دوم. او برای نوشتن این کتاب از اخبار روزنامه‌ها، گفتگوها، نامه‌ها و حتی تجربه اعتصاب غذا – برای بهتر فهمیدن شرایط زندگی شخصیت‌های کتابش – استفاده کرد. این کتاب که شهرتی جهانی برای پر اولو اینکویست به ارمغان آورد، تحقیقی داستانی درباره یک «لکه ننگ» در تاریخ معاصر سوئد است؛ این‌که این کشور پس از جنگ جهانی دوم سربازانی را که از کشورهای حوزه بالت به سوئد پناهنده شده بودند، به شوروی سابق تحویل داد. کتاب «استرداد بالت‌ها» در سال ۱۹۶۹ جایزه بزرگ شورای کشورهای اسکاندیناوی را به دست آورد؛ جایزه‌ای مخصوص کشورهای دانمارک، فنلاند، نروژ، ایسلند و سوئد.
اما از اواسط دهه ۱۹۷۰، پر اولو اینکویست شیوه‌ای دیگر را در نوشتن آزمود: نمایشنامه. اول نمایشنامه «شب زنان همجنسگرا» را در سال ۱۹۷۵ درباره آوگوست استریندبری منتشر کرد و یک سال بعد نمایشنامه «خانه ما» را برای سالن تئاتر دراماتیک سلطنتی استکهلم نوشت. پر اولو اینکویست از سال ۱۹۷۷ وقت خود را به طور کامل وقف نوشتن کرد. همزمان نوشیدن مشروبات الکلی را «تا مرز مردن» نیز افزایش داد. پر اولو اینکویست برای ترک این عادت به مدت سه سال به پاریس رفت. او در این مدت مشروبات الکلی ننوشید، اما چیزی هم ننوشت. اما چشمه خلاقیت پر اولو اینکویست نخشکیده بود. چند سال بعد، کتاب او با عنوان «عیادت پزشک سلطنتی» با موضوع دیوانگی کریستیان هفتم، پادشاه دانمارک، جایزه معتبر ادبی آوگوست در سوئد را در سال ۱۹۹۹ برای او به ارمغان آورد. این جایزه در سال ۱۹۹۴ به نام آوگوست استریندبری، معروف به شکسپیر سوئد، بنیان گذاشته شده است. همچنین این رمان در فرانسه نیز برنده جایزه بهترین رمان خارجی سال ۲۰۰۱ شد.
بر اساس گزارش اداره راهور پلیس راهنمایی و رانندگی در سال ۹۳ نزدیک به یک سوم کل تصادفات ایران مربوط به عوامل ناشی از مشکلات مربوط به جاده‌ها بود. وضعیت هندسی جاده‌ها یکی از اصلی‌ترین عوامل تصادفات جاده‌ای است و رسیدگی به این موضوع خارج از کنترل پلیس و در حوزه اختیارات و فعالیت‌های وزارت راه است. معاون عملیات ترافیک پلیس راهور ناجا معتقد است ابزار لازم در ایمنی راه و وسیله نقلیه باید بیش‌تر مورد استفاده قرار بگیرد و در راستای پوشش خطای انسانی باشد. یکی دیگر از مشکلات جاده‌ای در ایران مربوط به مشکلات جاده‌های روستایی است. بیش‌تر جاده‌های فرعی روستایی نیازمند تسطیح و شن‌پاشی است و راه‌های اصلی روستایی نیازمند عملیات بهسازی و آسفالت است. جاده‌های بخش قابل‌توجهی از راه‌های روستایی و حتی برخی از شهرهای کوچک کشور نامناسب و دسترسی به آنها بر اثر تغییرات محیطی و آب و هوایی از جمله بارندگی، سرما، توفان و باد شدید یا مه‌گرفتگی امکان‌پذیر نیست. به گونه‌ای که در فصل‌های مختلف سال ارتباط این مناطق با جاده‌ها و شهرهای بزرگ کشور قطع می‌شود و افراد در حال تردد در این جاده‌ها در راه می‌مانند. مشکل بزرگ دیگر وجود مشکل در روشنایی جاده‌ها است. کمبود یا نبود علایم رانندگی و شب‌نما نبودن بسیاری از آنها، نبود یا وجود اشکال در گارد ریل و استفاده نکردن از گارد ریل فنری، نبود امکانات جدا کننده مسیرهای رفت و برگشت در تعدادی از جاده‌های کشور و مشکلات آسفالت و آب گرفتگی از جمله مشکلاتی است که موجب نا امن شدن جاده‌های کشور می‌شود. بر اساس اعلام وزیر راه و شهرسازی وقت، طی دهه ۱۳۸۴–۱۳۹۴ سرمایه‌گذاری بسیار کمی در بخش نگهداری جاده‌های ایران انجام شده‌است. به همین خاطر بیش از ۴۰ درصد از جاده‌های کشور در وضعیت نامناسبی قرار گرفتند.
سبحان اکرامی گوینده رادیو ورزش که بیش از پانزده سال هر روز در این شبکه رادیویی به اجرای برنامه می‌پردازد در گفتگو با خبرنگار سایت «موسیقی ما»، درباره ی نخستین کنسرت خود و آغاز فعالیت‌های هنری‌اش در حوزه ی موسیقی توضیح داده است که به شدت علاقه‌مند به رادیو و دوبلاژ بوده و خوانندگی را هم دوست داشته است. در دبیرستان به درخواست دوستانش بعضی ترانه‌ها را می‌خوانده و آن‌ها بودند که وی را تشویق کرده‌اند که این کار را ادامه بدهد. تا این که وارد فعالیت‌های مطبوعاتی نوشتاری و ورزشی گشت و در عرصه ی مطبوعاتی ورزشی و هنری مشغول به فعالیت شد. پس از آن با یک گروه سینما موسیقی آشنا شد. قبل از آن هم با استاد اصلانی و فرزندشان مسیح اصلانی کار موسیقی سنتی را شروع کرد که به وی پیشنهاد کرده بودند نوع صدایش برای قطعات سنتی مناسب نیست. پس به سمت موسیقی کلاسیک رفت و چندین استاد را تجربه کرد و استاد محمدرضا صادقی را انتخاب کرد. وی به موسیقی آکوستیک محور علاقه دارد.
در سال ۱۳۸۹ در مراسم تقدیر از برگزیدگان ورزشی یازدهمین جشنواره بین‌المللی رادیو، برنامه سازان و کارشناسان جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، با حضور محمدحسین صوفی معاون صدای سازمان صداوسیما، مجید ندیری مدیر رادیو ورزش، مهدی تاج نایب رئیس فدراسیون فوتبال و برخی از کارشناسان و برنامه سازان ورزشی کشور از سبحان اکرامی تجلیل شد. در سال ۱۳۹۸ لوح تقدیر و جایزه دوم گوینده مرد را برای برنامه «صبح ورزش» از رادیو ورزش از آن خود کرد. در آزمون هماهنگ سنجش کلیه ی گویندگان رادیو در خوانش متون کهن نفر دوم شد و تاکنون به مناسبت های مختلف در جشنواره های داخلی رادیو مانند جشنواره های نوروزی (با انتخاب مردمی)، ماه رمضان و مانند آن، لوح سپاس بهترین اجرا را چندین بار دریافت کرده است. سبحان اکرامی در آستانه چهل سالگی تجربه های مختلفی در حوزه های متنوع ورزشی، هنری و دانشگاهی داشته و پس از کسب افتخارات متعدد، در آخرین بررسی های اداره کل نظارت سازمان صدا و سیما به عنوان برترین مجری مرد شبکه رادیویی ورزش انتخاب شده است.
بهرام حصیری در ۲ مرداد سال ۱۳۳۰ در کرج متولد شد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ ادبیات فارسی به پایان برد و از سال ۱۳۵۰ فراگیری آواز را نزد «اسماعیل مهرتاش» آغاز کرد. در ادامه نزد «اسماعیل ادیب خوانساری» در رادیو تلویزیون ملی ایران و پس از آن در کلاس‌های «محمود کریمی» در هنرستان موسیقی ملی، ردیف‌های موسیقی ایرانی را آموخت. وی نخستین بار در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۵۰ با اجرای قطعه‌ای از ساخته‌های «مجتبی میرزاده» در سریال تلویزیونی «سمک عیار» ، خوانندگی در تلویزیون را تجربه نمود. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، نخستین‌بار در سال ۱۳۷۱ به دعوت «اسدالله ملک» همکاری خود را با واحد موسیقی صدا و سیما آغاز نمود و تصنیفی با عنوان «جان عاشق» از آثار اسدالله ملک و شعر «مشفق کاشانی» اجرا کرد که از آثار سرشناس او است. او طی سال‌ها، آثار متعددی را در صدا و سیما اجرا و ضبط نمود.
تجاوز در آلمان در بند ۱۷۷ قانون کیفری آلمان مشخص شده‌است. تعریف تجاوز جنسی با گذشت زمان از فرمول اصلی آن در قانون مجازات وضع شده در سال ۱۸۷۱، به عنوان مقاربت خارج از ازدواج با زنی یا تهدید تغییر کرده‌است. در سال ۱۹۹۷ قوانینی برای جنایت در تجاوز زناشویی، گنجاندن زبان بی‌طرف جنسی و اصلاح تأثیر اجبار روانشناختی اصلاح شدند. در سال ۲۰۱۶ قوانین آلمان بازنویسی شد تا شرط قبلی را مبنی بر اینکه یک قربانی از نظر جسمی در مقابل متجاوزان خود مقاومت کند و با زور غلبه کرد، بازنویسی کنید. قانون جدید هر نشانه جسمی یا کلامی را به رسمیت می‌شناسد که یک طرف از تماس جنسی رضایت نمی‌دهد. تبعید را نیز اجباری کردمهاجران محکوم به تجاوز جنسی، تعقیب و تجاوز جنسی را که توسط گروه‌ها انجام می‌شود، آسانتر می‌کردند و انواع دیگر تماس جنسی ناخواسته، مانند گوروپینگ یا دوست داشتنی را مجازات می‌کردند. این تغییرات به دنبال یک سری پرونده‌های پرمخاطره بود که به دلیل عدم کفایت قانون خشم مردم را برانگیخت.
او پسر محمدحسن‌خان دولو بود. در جوانی به ریاست نسقچیان گماشته شد. در سال ۱۲۷۶ قمری از جانب امیرکبیر به حکومت خوی منصوب شد. در سال ۱۲۷۴ قمری جزء نویسندگان وزارت امور خارجه شد. در سال ۱۲۷۸ قمری لقب علاءالدوله گرفت و به عنوان سفیرکبیر فوق‌العاده دولت ایران جهت ابلاغ تسلیت درگذشت عبدالمجید یکم به استانبول رفت. در سال ۱۲۸۰ قمری حاکم زنجان شد. در سال ۱۲۸۴ قمری به صلاحدید میرزا یوسف آشتیانی به حکومت تهران منصوب گردید. در ۱۲۸۴ قمری به ریاست قورخانه رسید و در ۱۲۸۷ قمری حاکم قزوین شد. در ۱۲۸۸ قمری به حکومت همدان رفت. در سال بعد اداره کشیک‌خانه به او واگذار شد و به سمت کشیک‌چی‌باشی منصوب شد. در ۱۲۹۱ قمری به مقام وزارت جنگ رسید ولی در شوال همان سال معزول شد و میرزا حسین‌خان سپهسالار جانشین او گردید. در سال ۱۲۹۲ قمری ناصرالدین‌شاه منصب جدیدی با عنوان «وزیر اعظم دربار» ابداع نمود و علاءالدوله نخستین کسی بود که این سمت را گرفت. در سال ۱۲۹۸ قمری با حفظ سمت‌های وزیردربار و کشیک‌چی‌باشی، پیشکار مظفرالدین میرزا (بعداً مظفرالدین‌شاه) شد و لقب امیرنظام گرفت و به تبریز رفت.
جوانی ساده‌ای به نام شیوا پرساد از روستایشان به امید یافتن کاری عازم بمبئی می‌شود. برادرش باوانی که سرکرده باند تبهکاران است و در بمبئی زندگی می‌کند او در آنجا اعتبار زیادی برای خود کسب کرده‌است. از سوی دیگر رقیب باوانی به نام جگتاب که دشمنی دیرینه با وی دارد از هر فرصتی برای ضربه زدن به او استفاده می‌کند. شیوا که دل در گروی دختری بنام سیما دارد کاری در یک هتل می‌یابد و از طریق دوستش خانه باوانی را پیدا می‌کند و سراغش می‌رود و ظاهراً همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه افراد جگتاب باوانی و شیوا را در خیابان غافلگیر می‌کنند و باوانی به شدت زخمی می‌شود. شیوا وقتی از طریق افراد برادرش متوجه می‌شود که باوانی قرار بوده‌است برای معامله به دیدار خلافکاری بنام شیرخان برود تصمیم می‌گیرد خودش بجای او سر معامله برود. شیرخان در ازای پولی که می‌گیرد صندوق بزرگی به شیوا می‌دهد ولی وقتی شیوا آن را باز می‌کند با چند مار روبرو می‌شود و وحشت می‌کند. شیرخان به او می‌گوید کسی که از مار بترسد نمی‌تواند برادر مرد شجاعی مثل باوانی باشد و شیوا با تحقیر از قبیله رانده می‌شود؛ ولی چند دقیقه بعد بازمی‌گردد و طی یک درگیری خونین خود را به چادر شیرخان می‌رساند. شیرخان که صداقت و شجاعت شیوا برایش ثابت شده اجناس اصلی را با احترام تحویلش می‌دهد. باوانی از اینکه شیوا درگیر کارهای او شده عصبانی می‌شود و طی جر و بحثی او را از خود می‌راند. افراد جگتاب که فرصت خوبی به دست آورده‌اند شیوا را وارد گروه خود می‌کنند و شیوا با حمله به یکی از محموله‌های باوانی ضرر هنگفتی به او می‌زند. باوانی از سوی افرادش تحت فشار قرار می‌گیرد که شیوا را بکشد و…
طوفان در زمینه‌های تصویربرداری، تدوین و کارگردانی، طراح و مجری جلوه‌های دیداری و اکشن در سینما، نصب و اجرای کیبل کم و تصویربرداری هوایی، طراحی و اختراع دوربین‌های کابلی (کیبل کم) ربوتیک فعالیت داشته‌است. وی ساخت نوزده فیلم کوتاه و بلند، ساخت یک فیلم بلند سینمایی، تصویربرداری و تدوین بیش از سی فیلم کوتاه، بلند و سریال، ساخت بیش از پانصد تیزر تبلیغاتی و چندین برنامه‌سازی تلویزیونی و مستند را در کارنامهٔ کاری خود دارد. حضور در بیش از چهل جشنواره ملی و بین‌المللی فیلم کوتاه و دریافت بیش از ده جایزه از فستیوال‌های جهانی و بین‌المللی، تدریس عکاسی و تصویربرداری از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ در مؤسسه هنری و فرهنگی سروش وابسته به صدا و سیما و آموزشگاه‌های سینمایی آزاد، چاپ تألیف و گردآوری کتاب (آموزش زبان تصویربرداری)، چاپ چهار مقاله علمی در مورد دوربین‌های ربوتیک هوایی در مجله صنعت صدا و تصویر، عضو کانون کارگردانان، عضو انجمن مخترعین کشور، عضو بنیاد ملی نخبگان و مدیرعامل شرکت دانش بنیان جلوه‌گران آسمان طوفان (تنها شرکت صاحب تکنولوژی رباتیک سینمای ایران و اولین تولید کنندهٔ ربات‌های فیلمبرداری هوایی ایران زیرنظر معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری) نیز از فعالیتهای رحیم طوفان است.
در سده‌های نخست هجری، روایت زندگی حسین بن علی نظیر دیگر اهل بیت رایج بوده‌است. بعضی از این آثار، به حسین بن علی اختصاص دارند. بعضی دیگر، شرح‌حال وی را به‌همراه دیگر پیشوایان و بزرگان شیعه بیان کرده‌اند؛ از جمله "مَقاتِلُ الطّالِبیین" اثر محمد بن علی بن حمزه علوی (د. ۲۸۷ ه‍.ق)، "مَقاتِلُ الطّالِبیین" اثر ابوالفرج اصفهانی (د. ۲۸۹ ه‍.ق) و "اَلْمُبَیَّضَة" اثر ابوالعباس بن عمار ثقفی (د. ۳۱۹ ه‍.ق). پس از آن، زندگی‌نامه‌نویسی با رویکرد مذهبی و کلامی رواج یافت؛ نظیر "شَرحُ الْأخبار" اثر قاضی نعمان (د. ۳۶۳ ه‍.ق) فقیه اسماعیلی، "تُحَفُ الْعُقول" اثر ابن شعبه حرانی (د. ۴۱۳ ه‍.ق)، "اَلْإرشاد" اثر شیخ مفید (د. ۴۱۳ ه‍.ق) با تمرکز بر موضوعات کلامی امامیه، "نُزهَةُ النّاظِر" اثر حُلوانی (سدهٔ پنجم هجری)، "فَرائِدُ السِّمْطَیْن" اثر امام الحرمین جوینی (د. ۴۷۸ ه‍.ق) متکلم اشعری، اَلإحتِجاج اثر احمد طبرسی با تمرکز بر مباحثات و مناظرات، "اَلْخَرائِجُ وَ الْجَرائِح" اثر قطب‌الدین راوندی (د. ۵۷۳ ه‍.ق)، "مَناقِبُ آلِ ابی‌طالب" اثر ابن شهرآشوب (د. ۵۸۸ ه‍.ق) با تمرکز بر مناقب و کرامات، "کَشْفُ الْغُمَّة فی مَعرِفَةِ الأئِمَّة" اثر علی بن عیسی اِربِلی (د. ۶۹۲ ه‍.ق)، "اَلْأئِمَةُ الْإثنیٰ عَشَر" اثر ابن طولون (د. ۹۵۳ ه‍.ق) فقیه حنفی و "سُبُلُ الْهُدیٰ" اثر محمد بن یوسف صالحی شامی (سدهٔ دهم هجری). ابن عساکر در تاریخ دمشق بخش مفصلی را به زندگی‌نامهٔ حسین بن علی اختصاص داده‌است. شیخ مفید بخش عمده‌ای از کتاب "اَلْإرشاد" خود را به زندگی و قتل حسین بن علی اختصاص داده‌است و به گفتهٔ متیو پیرس، همین موضوع بر سودمندی کتاب "الارشاد" برای رهبران مذهبی افزوده‌است.
در سدهٔ نهم و دهم هجری فارسی‌نویسی در مجالس مذهبی رونق یافت و استقرار صفویه نیز آن را تشدید کرد. ازجمله آثار این دوره، "رُوضَةُالشُّهَداء" اثر حسین واعظ کاشفی (د. ۹۱۰ ه‍.ق) است که در اواخر عصر تیموری برای مجالس عزاداری حسین بن علی نگاشته شد و مطالب آن فاقد سند است. این اثر به‌منظور شوراندن و پروراندن احساسات شنوندگان تألیف شده‌است و نقطهٔ عطفی در عزاداری به زبان فارسی به‌شمار می‌رود. این اثر جریانی ادبی را در ادبیات فارسی ایجاد کرد که تاکنون تداوم یافته‌است؛ به‌طوری که مفهوم روضه و روضه‌خوانی با این اثر وارد ادبیات و فرهنگ فارسی‌زبانان شده‌است. در سدهٔ دهم، حسین ندایی یزدی نیشابوری "روضةالشهداء" را به نظم درآورد و پس از محمد فضولی (د. ۹۷۰ ه‍.ق) با تألیف "حَدیقَةُالسُّعَداء" آن را به ترکی آذربایجانی ترجمه کرد. همچنین محتشم کاشانی (د. ۹۹۶ ه‍.ق) با سرودن ترکیب‌بند با مطلع «باز این چه شورش است»، مرثیه‌سرایی منظوم را متحول ساخت.
در دورهٔ معاصر، با قوت گرفتن حرکت‌های انقلابی و اصلاحی در جهان اسلام، قیام حسین بن علی دستمایهٔ آثاری روشنگرانه از این سنخ شد. ازجمله "اَلْحُسَیْن، اَبُوالشُّهَداء" اثر عباس محمود عقاد با رویکردی جریان‌نگر و "ثَورَةُ الْحُسَیْن فِی الْوجدانِ الشَّعبی" اثر محمدمهدی شمس‌الدین با اطلاق کلمه «ثوره» (انقلاب) به حرکت حسین و "نَهضَتُ الْحُسَین" اثر هِبَةُالدّین حسینی شهرستانی به زبان عربی نگارش شد. همچنین در ایران آثاری چون "شهید جاوید" اثر نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی با رویکرد قیام برای تشکیل حکومت و "حسین وارث آدم" اثر علی شریعتی با تأکید بر خون شهید در آغازگری حرکت انقلابی مردمی تأکید کرده‌است. مرتضی مطهری نیز در "تحریفات عاشورا" و "حماسهٔ حسینی" به رویکرد پیرایش تحریف و خرافه و الگوگیری از قیام حسین پرداخته‌است. پس از انقلاب ایران نیز آثار فراوانی با مضمون قیام حسین بن علی برای مبارزه با جور ظالم تدوین شده‌است؛ از جمله دائرةالمعارف موضوعی با عنوان "دائرةالمعارف الحسینیه" اثر محمدصادق محمد کرباسی و "فرهنگ عاشورا" از جواد محدثی در این زمره است.
اتومبیل فورد جی قرار بود جانشین فورد GT40 Mk.II فاتح باشد و با وجود مشکلاتی در قابلیت اطمینان، در مسابقات آزمایشی بهاری Le Mans پتانسیل خوبی نشان داد. پس از درگذشت والت هانسن در یک اتومبیل فورد جی در حالی که در ماه آوریل در Le Mans کار می‌کرد، تصمیم به قفل کردن اتومبیل J و تمرکز روی Mk IIهای اثبات شده گرفته شد و در ادامهٔ فصل مسابقات قهرمانی اتومبیل ورزشی جهان در سال ۱۹۶۶ پیشرفت اندکی بر روی آن صورت گرفت. سرانجام، در اوت ۱۹۶۶، Shelby American آزمایش و توسعه کار را با مایلز که به عنوان راننده تست اولیه کار می‌کرد، از سر گرفت. J-car دارای یک بخش عقب با ابعاد سبک بود که در آن تئوری‌های آیرودینامیکی کامبک را آزمایش می‌کرد، همچنین یک طرح پانل لانه زنبوری انقلابی (اما بی آزمایش) به آن اضافه شد که قرار بود هم خودرو را سبک کند و هم سفت کند، اما این طرح هرگز روی نمونه‌های ماشین‌های اسپرت پرسرعت به کارگرفته نشد.
نبرد فارسال یا نبرد فارسالوس، ، ، ، نبرد نهایی منجر به پیروزی قطعی سزار در سلسله جنگ‌های داخلی موسوم به جنگ داخلی سزار بود. در روز نهم اوت سال ۴۸ پیش از میلاد، در فارسال در مرکز یونان، ژولیوس سزار و متحدانش در مقابل ارتش جمهوری روم به فرماندهی پومپه صف‌آرایی نمودند. پمپه پشتیبانی اکثریت سناتورها را داشت که بسیاری از آن‌ها از اپتیمات‌ها بودند. افراد سپاه پُمپه به‌طور قابل ملاحظه‌ای بیش از سپاهیان سزار بودند. دو سپاه طی چند ماه تردید، عدم قطعیت و بلاتکلیفی با یکدیگر مواجه شدند. ژولیوس سزار در موقعیتی بسیار ضعیف‌تر از پمپه بود. او خود و سپاهیانش را تنها، جدا افتاده و در محاصره در محیطی خشن و وحشی و در سرزمینی غریب با ۲۲٬۰۰۰ نفر جنگجو و کمبود تدارکات می‌یافت، در حالی که در سوی دیگر رودخانه با پمپه که دارای سپاهی حدوداً دو برابر سپاه او بود؛ روبرو بود. پمپه خواهان تأخیر جنگ بود؛ چراکه می‌دانست دشمن در اثر گرسنگی و خستگی، نهایتاً تسلیم خواهد شد. پمپه نهایتاً تحت فشار سناتورهای حاضر در سپاه و افسرانش، با اکراه تن به درگیری داد و دچار شکستی سخت و کوبنده گردید و نهایتاً با مخفی کردن هویت خود به عنوان شهروندی عادی گریخت؛ هرچند که بعداً در سرزمین مصر تحت سیطرهٔ امپراطوری بطلمیوسی به فرمان بطلمیوس سیزدهم به قتل رسید.
در ماه آوریل زمستان به‌طور ناگهانی متوقف شد و بارش برف در دریاچه بلک بر کم شده بود و این بارش بارش برای گلف بازهایی که تازه کارشان را با توپ‌های سیاه و قرمز شروع کرده‌اند، کم‌تر اتفاق می‌افتاد. دکستر این را می‌دانست که برخی چیزها در مورد این چشمهٔ شمالی ناراحت‌کننده است، دقیقاً همان‌طور که بعضی از موارد در ارتباط با پاییز جذاب است. پاییز باعث شد دست‌هایش شروع به لرزش کند و جملات احمقانه ای را با خودش تکرار کند و حرکت ناگهانی خود را به مخاطبان و ارتش‌های خیالی خود دستور بدهد. ماه اکتبر اورا از امیدواری این مطلب که ماه نوامبر پر از پیروزی است، پر کرد و با روحیه و تصورات درخشان و زودگذر از تابستان و جزیره شری، آماده بود تا به هدف خود برسد. او قهرمان گلف می‌شد و آقای هدریک در یک مسابقهٔ شگفت‌انگیز که او را بیش تر از صد بار در بازی‌های خیالی خود بازی می‌کرد، شکست می‌داد. مسابقه ای که جزئیاتی از او به‌طور خستگی ناپذیری تغییر می‌داد، گاهی به شکلی خنده دار برنده می‌شد. گاهی از پشت باشکوه می‌آمد، دوباره مثل مورتیمر از ماشین خودش پیاده می‌شد.
استان خراسان رضوی در حال حاضر ۳۳ شهرستان دارد و پس از استان فارس، دومین استان ایران از لحاظ تعدد شهرستان‌هاست. نام چهار شهرستان مشهد، قوچان، سبزوار و تربت حیدریه در دومین قانون تقسیمات کشوری ایران در آبان ۱۳۱۶ ذیل استان شمال شرق به میان آمد. دو ماه بعد که قانون اصلاح شد، همین چهار شهرستان به اضافهٔ گناباد، در کنار بجنورد و بیرجند (که این دو حالا خارج از استان قرار گرفته‌اند) هفت شهرستان استان نهم را تشکیل دادند. سایر شهرستان‌ها در طول زمان از همین شهرستان‌های «اولیه» منتزع شدند. شهرستان‌های نیشابور، کاشمر، و درگز به ترتیب در ۱۳۲۰ و ۱۳۲۲ و ۱۳۲۷ پدید آمدند. درگز در ۱۳۳۵ منحل و ضمیمهٔ قوچان شد، اما فقط چهار سال بعد دوباره تشکیل شد. شهرستان تربت جام در ۱۳۳۵ به وجود آمد و تایباد در ۱۳۵۴. سایر شهرستان‌ها پس از انقلاب ۱۳۵۷ و بنا بر سومین قانون تقسیمات کشوری ایران (مصوب ۱۳۶۲) ایجاد شدند. هنگام تقسیم استان خراسان، ۱۹ شهرستان از ۲۷ شهرستان خراسان در خراسان رضوی قرار گرفتند، هرچند شهرستان‌های قائنات و فردوس به ترتیب در سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۵ از خراسان رضوی جدا شدند و به خراسان جنوبی پیوستند.شهرستان صالح آباد در سال ۱۳۹۷ تاسیس شد و جدیدترین شهرستان تشکیل‌شده، گلبهار است که ۱۲ آبان ۱۳۹۹ تأسیس شد.
هر شهرستان به ۲ تا ۴ بخش تقسیم شده‌است و هر بخش ۱ تا ۶ دهستان دارد. در مجموع استان خراسان رضوی ۸۱ بخش، ۱۷۷ دهستان، و ۸۶ شهر دارد. همهٔ شهرستان‌ها بخشی به نام مرکزی دارند که مرکز شهرستان در آن واقع است؛ جز شهرستان بینالود که بخش مرکزی ندارد و مشتمل بر دو بخش طرقبه و بخش شاندیز است. سه شهرستان تربت حیدریه، سبزوار، و نیشابور فرمانداری ویژه دارند و از اختیارات گسترده‌تری نسبت به سایر شهرستان‌ها برخوردارند. شهرستان‌های خواف و تربت جام هر کدام با ۵ شهر، بیشترین نقاط شهری در استان را دارند. مشهد پرجمعیت‌ترین شهرستان استان است که به تنهایی بیش از نیمی (۵۲ درصد) از جمعیت استان را در خود جای داده‌است. کم‌جمعیت‌ترین شهرستان استان، داورزن است که فقط ۲۱٬۹۱۱ نفر جمعیت دارد. خواف با مساحت ۹٬۸۲۷ کیلومتر مربع پهناورترین شهرستان استان است و گلبهار با ۱٬۰۰۷ کیلومتر مربع کوچک‌ترین. میانگین مساحت شهرستان در این استان ۳٬۵۳۰ کیلومتر مربع است و میانگین جمعیت ۱۹۴٬۹۸۵ نفر.
به دلیل جنگها و دشمنی‌های بین مردم جمهوری آذربایجان و ارمنستان، دولت جمهوری آذربایجان نه‌تنها ورود شهروندان ارمنی از ارمنستان به آذربایجان را ممنوع کرده، بلکه ورود همهٔ مردم ارمنی‌تبار که در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند را نیز به خاک جمهوری آذربایجان ممنوع کرده‌است. البته این ممنوعیت برای ورزشکاران ارمنی که در بازی‌های اروپایی ۲۰۱۵ حضور داشتند بحساب نیامده است. جمهوری آذربایجان همچنین ورود شهروندان ناگورنو قره‌باغ به خاک اصلی جمهوری آذربایجان را نیز ممنوع کرده‌است. این مناطق شامل جمهوری قره‌باغ، کرکی (نخجوان)، اسکی‌پاره بالا، برخوردارلی و چند ناحیهٔ مورد مناقشه است. تمامی شهروندان بیگانه از هر کشوری که وارد این نواحی بشوند، به‌طور دائمی از ورود به خاک جمهوری آذربایجان محروم خواهند شد. و در فهرست عنصر نامطلوب قرار می‌گیرند. جمهوری آذربایجان تا تاریخ دوم سپتامبر ۲۰۱۹ شمار ۸۵۲ نفر را در فهرست عنصر نامطلوب جای داده‌است. به درخواست ساکنین جمهوری قره‌باغ برای اجازهٔ رفت‌وآمد در نواحی جمهوری آذربایجان، این امکان وجود دارد که در آینده این افراد بتوانند با منگنه کردن یک کاغذ رسمی از جمهوری آذربایجان به گذرنامه‌های خود، در خاک این کشور رفت‌وآمد کنند.
تاریخ بازی‌های ویدیویی بین زمان اختراع اولین بازی‌های الکترونیکی و امروز، حاوی یک دوره زمانی خاص است که اختراعات و تحولات بسیاری را در بر می‌گیرد. بازی‌های ویدئویی در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ هنگامی که بازی‌های ویدئویی بازی، کنسول‌های بازی و رایانه‌های خانگی به عموم مردم معرفی شدند، به محبوبیت بالایی رسید. از آن زمان، بازی‌های ویدئویی در اکثر نقاط جهان به یک شکل محبوب سرگرمی و بخشی از فرهنگ مدرن تبدیل شده است؛ بنابراین تاریخ ابتدایی بازی‌های ویدئویی، مدت زمان بین اولین تعاملی بازی‌های الکترونیکی با صفحه نمایش الکترونیکی در سال ۱۹۴۷، اولین بازی‌های ویدئویی واقعی در اوایل دهه ۱۹۵۰، و ظهور بازی اوایل بازی‌های ویدئویی در دهه ۱۹۷۰ ("پنگ" و آغاز اولین نسل کنسول‌های بازی ویدیویی با مگناوکس ادیسه، هر دو در سال ۱۹۷۲) را پوشش می‌دهد. در این مدت طیف گسترده‌ای از دستگاه‌ها و اختراعات متناسب با پیشرفت‌های بزرگ در فناوری محاسبات وجود داشته‌است و اولین بازی ویدیویی واقعی به تعریف «بازی ویدیویی» استفاده شده بستگی دارد.
به دنبال اختراع دستگاه سرگرمی لوله کاتدی -در ۱۹۴۷- اولین بازی الکترونیکی تعاملی شناخته شده و همچنین اولین کسی که از یک صفحه نمایش الکترونیکی استفاده کرد - اولین بازی‌های ویدیویی واقعی در اوایل دهه ۱۹۵۰ ایجاد شدند. در ابتدا به عنوان تظاهرات فناوری، مانند رایانه‌های "Bertie the Brain" و Nimrod در سال ۱۹۵۰ و ۱۹۵۱ ایجاد شد، بازی‌های ویدئویی نیز به عنوان تحقیقات علمی تبدیل شدند. مجموعه ای از بازی‌ها، به‌طور کلی شبیه‌سازی بازی‌های تخته دنیای واقعی، در موسسات تحقیقاتی مختلف برای کشف برنامه‌نویسی، تعامل انسان و رایانه و الگوریتم‌های رایانه ایجاد شده‌اند. اینها شامل برنامه‌های پیش نویس "OXO" و Christopher Strachey در سال ۱۹۵۲، اولین بازی‌های مبتنی بر نرم‌افزار است که دارای صفحه نمایش CRT، و چندین برنامه شطرنج و چکرز است. احتمالاً اولین بازی ویدیویی که صرفاً برای سرگرمی ایجاد شده، "تنیس برای دو" سال ۱۹۵۸ بود که دارای گرافیک متحرک بر روی اسیلوسکوپ بود. با پیشرفت فناوری محاسبات با گذشت زمان، کامپیوترها کوچکتر و سریعتر شدند و توانایی کار بر روی آنها تا پایان دهه ۱۹۵۰ برای کارمندان دانشگاه و دانشجویان مقطع کارشناسی باز شد. این برنامه نویسان جدید شروع به ایجاد بازی‌هایی برای اهداف غیر آکادمیک کردند و منجر به انتشار سال ۱۹۶۲ "جنگ فضایی!" به عنوان یکی از اولین بازی‌های رایانه ای دیجیتالی خارج از یک مؤسسه تحقیقاتی واحد شناخته می‌شود.
قصیده بردة یا به زبان عربی قصیدة البُرأة و همچنین الکواکب الدریَّة فی مدح خیر البریة، یکی از مشهورترین سروده‌هایی در مدح پیامبر اسلام محمد بن عبدالله است که اثری از محمد بن سعید بوصیری است. بسیاری از بزرگان ادبیات عرب معتقدند که این قصیده، بهترین شعر در حوزه مدیح نبوی به حساب می‌آید. حتی برخی معتقند که این شعر، بهترین قصیده مدح در ادبیات عرب است. این قصیده در بلاد اسلامی شهرت بسزایی دارد به گونه‌ای که برخی از مسلمانان هر شب جمعه این شعر را هم‌خوانی می‌کنند. برای خواندن این شعر، مجالسی به پا می‌شود که به «مجالس البردة الشریعه» شهرت دارد. زکی مبارک دربارهٔ این قصیده می‌گوید: «بوصیری از بابت این قصیده، استاد بسیاری از مسلمانان محسوب می‌شود؛ چرا که در این شعر، ادب، تاریخ و اخلاق آموزش داده می‌شود…» با این حال برخی از علماء سلفی، به اینکه در قصیده بردة بوصیری حاوی غلو در مدح محمد بن عبدالله است، نقدهایی را وارد کرده‌اند.